گرفت حاضر بود . عرض كرد كه : سخن ايشان از صدق و صواب بعيد است و حكم زنا در تورية جز رجم كردن و سنگسار نمودن نيست . پس فرمان شد تا تورية را حاضر كردند و اين معنى را با سخن عبد اللّه بن سلام راست يافتند ، لاجرم آن زانى و زانيه را سنگسار نمودند .
و رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله فرمود : منم اول كسى كه زنده مىكند حكم خداى را هرگاه خواهند پنهان كنند ، و خداوند اين آيت مبارك نازل فرمود :
يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيراً مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتابِ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ
« 1 » اى اهل تورية به تحقيق كه آمده است به سوى شما رسول ما ، بيان مىكند براى شما بسيارى از آنچه شما پنهان مىكرديد از كتاب خدا و عفو مىكند از بسيارى و اظهار نمىكند .
و از پس اين واقعه زيد بن ثابت را حكم داد تا تورية را به لفظ و معنى بياموزد از بهر آنكه جهودان تحريفى « 2 » نتوانند كرد . و او در پانزدهم ( 15 ) روز جمله را بياموخت .
سرقت بنو ابيرق
و هم در اين سال چهارم هجرت بنو ابيرق دست به سرقت كردند و حال ايشان بر مردمان كشف شد . در خبر است كه از جمله انصار سه تن برادر از قبيلهء اوس كه فرزندان ابيرق بودند : يكى به نام بشر ؛ و آن ديگر بشير ؛ و سيم مبشر بود . و به روايت صحيح چنان كه شعر حسان بن ثابت گواهى دهد : طعيمه بن ابيرق نام داشت و ايشان به نفاق مسلمانى داشتند و در پنهان رسول خداى و اصحاب او را هجا مىگفتند و بر كافران قريش مىبستند و سمر مىكردند .
چنان افتاد كه شبى طعيمه به خانه قتادة بن النّعمان انصارى در رفت و زره او را به سرقت برگرفت و در ميان انبان آرد او كه از بهر خويش ذخيره كرده بود ، نهاد و برداشته از خانهء وى بر بام برآمد و از بامى به بامى همىبرفت . و چون نيك
هامش
( 1 ) . مائده ، 15 : اى اهل كتاب پيامبر ما نزد شما آمد تا حقايق بسيارى را كه از كتاب پنهان كردهايد بيان كند و از بسيارى درگذرد .
( 2 ) . تحريف : تغيير دادن كلمه و پس و پيش كردن آن .