تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 959

مساهمون:

ص٩٥٩
اگر هرگز هديهء مشركى را قبول كردمى هديه ابو براء بودى . عرض كرد : عامر را مرض دبيله « 1 » به ستوه دارد ، اين هديه از بهر شفا بدين حضرت فرستاد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كلوخ پاره‌اى برگرفت و با آب دهان مبارك آلوده ساخت و فرمود : اين كلوخ را در آب حل كرده بنوشد . عامر چنان كرد و شفا يافت . آنگاه در حضرت رسول خداى عرض كرد كه : مرا از بيعت و متابعت تو هراس و هربى به گزاف نيست ، اما قوم من انبوهى بزرگند ، روا آن باشد كه جماعتى از مسلمانان را به اتفاق من سفر نجد فرمائى تا مردمان را به بيعت و متابعت تو دعوت فرمايند ، دور نباشد كه مرافقت و موافقت نمايند . رسول خداى فرمود : من از مردم نجد ايمن نيستم ، تواند بود كه فرستادگان ما را گزند تن و جان كنند . ابو براء گفت : چون ايشان در جوار من و امان من باشند هيچ كس را دست زحمت ايشان نيست . لا جرم رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله چهل ( 40 ) تن و به روايتى هفتاد ( 70 ) تن از اخيار اصحاب را اختيار كرده با او مأمور ساخت كه بعضى از آن جماعت بدين نامند : اول منذر بن عمرو ؛ و ديگر حزام « 2 » و سليم پسران ملحان و حارث بن صمّه و عامر بن فهيره و حكم بن كيسان و سهل بن عامر و طفيل بن اسعد و انس بن معاويه و نافع بن بديل بن ورقاء الخزاعى و عروة بن الصّلت و عقبة بن عبد عمرو و مالك بن ثابت و سفيان بن ثابت و عمرو بن اميّة ضمرى و كعب بن يزيد . مع القصه هفتاد ( 70 ) كس شمرده شدند و همگان از بزرگان اصحاب و وجوه « 3 » صحابه بودند . و ايشان روزها از بهر حجرات ازواج مطهرات رسول هيزم حمل مىدادند و شبها به نماز و نياز و تلاوت قرآن كار مىداشتند . و به روايتى هيزم مىكشيدند و مىفروختند و بهاى آن را از بهر اصحاب صفه - كه ذكر حال ايشان به شرح خواهد رفت - طعام مىخريدند . و باز گفته‌اند كه : از بهر رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله آب شيرين مىآوردند . بالجمله پيغمبر منذر بن عمرو ساعدى را در آن سريّه امارت داد و به نزديك بزرگان نجد و قبيله بنى عامر مكتوب كرد كه تعليم فرستادگان را در شرايع پذيرفتار باشند . و ايشان همه جا طىّ مسافت كرده بر سر چاه معونه فرود شدند ؛ و آن چاه
هامش
( 1 ) . دبيله ، به صيغهء تصغير : دمل و جراحت . ( 2 ) . واقدى : حرام بن ملحان ( 1 / 255 ) . ( 3 ) . وجوه : بزرگان