پس ابو سلمه ، وليد بن زبير طائى را دليل ساخته از راه و بيراه تا به ارض قطن « 1 » كه آبى است از بنى اسد تاخته بعضى از مواشى ايشان را غارت كرد ؛ و سه ( 3 ) تن از چوپانان را نيز دستگير نمود و يك دو تن بگريختند . و بنى اسد را از تركتاز لشكر بيگانه آگهى دادند . و آن جماعت از بيم مسلمانان امكان زيست نياوردند هر كس به گوشهاى گريخت .
و ابو سلمه به منازل ايشان نزول كرده مردم خود را سه بهره ساخت : گروهى را نزد خويش بازداشت و دو بهره را به اخذ اموال و اثقال بنى اسد مأمور نمود . ايشان بىآنكه يك تن را ديدار كنند مواشى و مراعى و تليد « 2 » و طريف « 3 » هر چه يافتند برگرفتند و به مدينه شتافتند . و وليد بن زهير را كه دليل راه بود از بذل مال خشنود نمودند ؛ و بندهاى از بهر پيغمبر بخريدند و خمس آن مال را بر كنار گذاشتند و فاضل را قسمت نمودند . هر تن را هفت ( 7 ) شتر و چند گوسفند بهره رسيد . و مدت سفر ابو سلمه ده ( 10 ) روز بود .
قتل سفيان بن خالد
و هم در اين سال سيم يا اول سال چهارم ، سفيان بن خالد هذلى مقتول گشت . و آن چنان بود كه در حضرت رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله معروض افتاد كه : سفيان بن خالد كه ساكن عرنه « 4 » بود سبب قتل عاصم بن ثابت گشت - چنان كه مذكور شد - . و هم عرض كردند كه : اينك به آهنگ مدينه در تجهيز لشكر مشغول است .
آن حضرت عبد اللّه انيس را طلب داشت و فرمود : اى عبد اللّه شرّ سفيان را كفايت كن . عرض كرد كه : چون به او رسم چگونه بشناسم ؟ فرمود : چون به او رسى شيطان سهم او در دل تو افكند ؛ و شمايل سفيان را برشمرد . عبد اللّه دستورى خواست تا چون به او رسد هر چه خواهد بگويد ، و تيغ خود را حمايل كرده از مدينه بيرون شد و طىّ مسافت كرده به بطن عرنه درآمد ، و سفيان را در ميان
هامش
( 1 ) . قطن : نام كوهى است و آبى در آن جارى است مخصوص قبيله بنى اسد .
( 2 ) . تليد : كهنه و پاره .
( 3 ) . طريف : تازه و نو
( 4 ) . عرنه : نام وادى است در برابر عرفات مكه .