تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 920

مساهمون:

ص٩٢٠
و ان لم تقل سرّا لنفسك انّنى * اصبت كريما ثمّ اصبحت نادما
تخيّر ثلاثا كلّهنّ مهانة * سلاسل اغلال تشين المكارما
و تترك مثل الكلب يلمح ايره * و تنزع محسورا و تقعد اثما

[ خبر كذب شهادت پيامبر در مدينه ]

اكنون به داستان احد بازگرديم : اما آن سوى چون خبر شهادت رسول خداى در مدينه پراكنده شد ، چهارده ( 14 ) تن از زنان اهل بيت و نزديكان ايشان ، از مدينه بيرون شده ، تا جنگگاه آمدند . عايشه و ام سليم مشتمرتان بودند . نخستين فاطمه زهراء عليها السّلام رسول خداى را با اين همه جراحت دريافت و آن حضرت را در بر كشيد و سخت بگريست . پيغمبر نيز آب در چشم بگردانيد . آنگاه على عليه السّلام با سپر خويش آب همىآورد و فاطمه از سر و روى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله خون همىشست و چون خون از غليان بازنمىنشست ، قطعه‌اى از حصير بدست كرده بسوخت و با خاكستر ، جراحات پيغمبر را ببست . و از آن پس رسول خداى با استخوان پوسيده زخم‌هاى خود را دود همىداد ، تا نشان آن بجاى نماند . آنگاه على عليه السّلام شمشير خود را به فاطمه داد و فرمود :
أ فاطم هاك « 1 » السّيف غير ذميم * فلست برعديد « 2 » و لا بلئيم
لعمرى لقد أعذرت فى نصر احمد * و طاعة ربّ بالعباد عليم
أريد ثواب اللّه لا شىء غيره * و رضوانه فى جنّة و نعيم
و كنت امرأ يسموا اذا الحرب شمّرت * و قامت على ساق به غير مليم
اممت ابن عبد الدّار حتّى جرحته * بذى رونق يفرى العظام صميم
فغادرته بالقاع فارفضّ جمعه * عباديد من ذى قانط « 3 » و كليم
و سيفى بكفّى كالشّهاب اهزّه * احزّ به من عاتق و صميم
هامش
- گوشه‌اى رود ( س ) . ( 1 ) . ها : اسم فعل ، يعنى خذ و با كاف خطاب استعمال مىشود ( س ) . ( 2 ) . الرّعديد : به معنى جبان و ترسنده است . ( 3 ) . قنوط : نوميد شدن .