زخم گران يافت - چنان كه ان شاء اللّه در جاى خود مذكور خواهد شد - .
[ كمانداران لشكر اسلام ]
مع القصه در آن گير و دار بسيار مىافتاد كه مسلمانان فرار مىجستند و باز كرّى « 1 » مىكردند و كمانداران لشكر اسلام اين جماعت بودند . نخستين : سعد بن ابى وقّاص و ديگر قتادة بن النّعمان كه شرح رزم ايشان مذكور شد و همچنان ابو طلحهء انصارى و عاصم بن سائب مظعون و مقداد بن عمرو و زيد بن حارثه و حاطب ابن ابى بلتعه و عتبة بن غزوان و خراش بن النّضير و قطبة بن عامر بن حديده و بشر بن براء بن معرور و ابو نائلة بن سلطان بن سلّامه .
رزم ابو طلحه
اما ابو طلحه انصارى كماندارى دلير بود و بانگى به غايت مهيب داشت ، خود را سپر پيغمبر ساخته پنجاه چوبه تير از كيش « 2 » بيرون كرده به سوى اعدا گشاد داد و هر تير كه از زه رها مىكرد نعرهاى عظيم برمىآورد و مىگفت : يا رسول اللّه ! نفسى دون نفسك جعلنى اللّه فداك . و پيغمبر از قفاى او هدف سهام او را نظاره مىفرمود . و چون تيرهاى او به نهايت شد آن حضرت چوب از زمين برمىداشت و به دو مىداد و مىفرمود . ارم يا أبا طلحة .
و چون او در كمان راست مىكرد ، تيرى پران مىگشت و اگر جعبه تير به نزد آن حضرت مىآوردند . مىفرمود : أنشرها لأبي طلحة . و مىگفت : بانگ ابو طلحه در لشكر نيكوتر است از چهل مرد .
در اين هنگام ابو عبيدة بن الجرّاح برسيد و خواست تا حلقههاى زره را از پيشانى پيغمبر برآورد ، پس پيش شده يكى از آن حلقهها را با دندان بگرفت و برآورد و از اين زحمت يك دندان پيشين او بيفتاد و حلقهء ديگر را با دندان ديگر گرفت و
هامش
( 1 ) . كرّ : حمله كردن و روى آوردن .
( 2 ) . كيش : تيردان