شهادت عباس بن عباده و خارجة بن زيد و اوس بن ارقم
اين وقت عباس بن عبادة بن نضله كه او را ابن قوقل مىناميدند خارجة بن زيد بن ابى زهير و اوس بن ارقم بن زيد را مخاطب ساخت و گفت : عصيان « 1 » خدا و پيغمبر را روا مىداريد و در جنگ اعدا مصابرت مىفرمائيد ؟ ! پس مغفر از سر برگرفت و درع « 2 » از تن دور كرد و خارجة بن زيد را گفت : اينك درع و مغفر من . اگر خواهى برگير و كار جنگ را ساخته باش .
خارجه گفت : من از جهاد گريزان نيستم ، پس هر سه تن به سپاه دشمن حمله بردند و عباس را سفيان بن عبد شمس السّلمى مقتول ساخت و نيز خارجة بن زيد افزون از ده ( 10 ) زخم نيزه برداشت . پس صفوان بن اميّه برسيد و حشاشهء جان او را بگرفت ؛ و اوس بن ارقم را نيز بكشت و گفت : الان شفيت نفسى اكنون آسوده شدم كه ابن قوقل و ابن ابى زهير و اوس بن ارقم را عرضه هلاك ساختم .
شهادت يزيد بن حاطب
و ديگر يزيد بن حاطب در رزمگاه چندان زخمهاى گران برداشت كه از پاى درآمد و او را از احد به مدينه باز خانه آوردند و عشيرت او بر او مىگريستند .
پدر او حاطب كه مردى منافق بود گفت : چندين چه مىگرييد ؟ همانا شما او را به كشتنگاه فرستاديد .
هامش
( 1 ) . عصيان : نافرمانى
( 2 ) . درع : زره