تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 889

مساهمون:

ص٨٨٩

شهادت خلاد و عبد اللّه پدر جابر انصارى

از پس او پسرش خلاد شهيد گشت ، آنگاه برادر زنش عبد اللّه بن عمرو بن حرام به دست سفيان بن عبد شمس شهادت يافت . و اين عبد اللّه پدر جابر انصارى است كه قبل از رزم احد در خواب ديد مبشّر بن عبد المنذر را كه شهيد بدر بود . گفت : اى عبد اللّه تو درين ايام با ما خواهى بود . پرسش كرد كه تو در كجائى ؟ گفت : در هر جاى بهشت كه خواهم سير توانم كرد . چون اين خواب را با پيغمبر برداشت ، فرمود : اى پدر جابر شهيد خواهى شد .

شهادت مخارق يهودى

ديگر از مدينه مخارق جهود با جماعت جهودان گفت : راستى خواهيد ، دين محمّد بر حق است و اينك در احد به جهاد ايستاده است همدست شويد تا به دو پيوست شويم و رواج دين را كين از كفار بكشيم « 1 » . جهودان گفتند : امروز شنبه است و ما دست به كارى نكنيم . فرمود : در اسلام شنبه نباشد ، نپذيرفتند . ناچار شمشير خود بگرفت و گفت : اى مردمان گواه باشيد كه چون من در جنگ شهيد شوم ، اموال و اثقال من از آن محمّد است . اين بگفت و به احد تاخت و رزم درانداخت و سر بباخت و چون مردى موّال « 2 » بود اكثر اوقاف مدينه از مال او است .

قتل قزمان

و ديگر مردى از اصحاب كه قزمان بن الحارث نام داشت و صحابه صفت او به خير همىكردند و پيغمبر خبر داده بود كه از اهل نار است ، چنان افتاد كه خالد بن الاعلم العقيلى به ميدان تاخت و فرياد مىكرد كه اى معشر قريش : لا تقتلوا محمّدا و اسروه اسرا حتّى نعرّفه ما صنع . يعنى : محمّد را نكشيد ، بلكه او را اسير كنيد تا كار او
هامش
( 1 ) . براى رواج دين اسلام از كفار انتقام بكشيم . ( 2 ) . موال : ثروتمند