شهادت اصيرم اشهلى
و ديگر از غازيان اسلام اصيرم الاشهلى كه نام او عمرو بن ثابت است و تا اين وقت كافر بود . چون داستان احد بشنيد سلاح جنگ در بر كرده بشتافت تا به رزمگاه آمد و بىآنكه خدمت پيغمبر را دريابد خويشتن را بر سپاه اعدا افكند و تيغ بر ايشان نهاد و چندان بكوشيد كه از كثرت زخم به خاك افتاد ، آنگاه كه مسلمانان در طلب كشتگان خود بودند اصيرم را به خاك افتاده ديدند كه هنوز حشاشهاى از جان به كنار داشت . گفتند : هان اى اصيرم تو كافر بودى ، اينجا چه كنى ؟ گفت : تاكنون كافر بودم ، امروز ايمان آوردم و سلاح جنگ در بر كردم و رزم دادم تا درافتادم . اين بگفت و بمرد . از اينجاست كه ابو هريره گاهى از مردمان پرسش مىكرد كه : خبر دهيد مرا از آن كس كه هرگز نماز نكرد و به بهشت درآمد .
شهادت عمرو بن الجموح
از پس او عمرو بن الجموح كه مردى اعرج بود و چهار پسر او كه هر يك پيلى تناور بودند ملازمت پيامبر داشتند ، خود نيز خواست كه از مدينه به در شود و در احد رزم دهد . مردمانش گفتند : ترا چهار پسر به جهاد اندر است روا نيست كه با پاى لنگ به جنگ روى . گفت : اين روا باشد كه پسران من به جنان سفر كنند و من چون زنان از پس خانه نشينم . اين بگفت و ساز راه كرد و دست برداشت كه الها مرا به خانه بازمگردان . و چون به حضرت رسول آمد ، فرمود : خداوند بر تو جهاد ننهاده است . عرض كرد كه : مىخواهم با پاى لنگ از ايدر « 1 » به بهشت شوم ، پس آهنگ ميدان كرد و بر سر حمله سر بداد .
هامش
( 1 ) . ايدر : اينجا ، اكنون