تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 882

مساهمون:

ص٨٨٢
فرستاد :
لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظالِمُونَ .
« 1 » خداوند خود حكيم و حاكم است ، توبه مىدهد ، چون ايمان آرند و عذاب مىكند چون طغيان ورزند و ظالم باشند . و عبد اللّه بن شهاب ، نيز با سنگ آهنگ پيغمبر كرد و مرفق مبارك آن حضرت را به رمى حجاره جراحت انداخت و از طرف ديگر عتبة بن ابى وقاص هم با سنگ بدان حضرت جنگ جست ، ناگاه سنگى بر لب و دندان پيغمبر آمده ، لب زيرين مجروح و خون‌آلود گشت و دندان رباعيه از طرف شيب شكسته شد . پيغمبر فرمود : اشتدّ غضب اللّه على قوم فعلوا هذا بنبيّه . و اشاره به سوى دندان مبارك كرد و هم فرمود : اشتدّ غضب اللّه على رجل ، يقتله رسول اللّه فى سبيل اللّه . اشتدّ غضب اللّه على قوم دمّوا وجه نبىّ اللّه . از پس اين واقعه چندان‌كه از عتبه اولاد آمد دندان پيش برنياورد . سعد بن ابى وقاص گويد : آن هنگام كه رسول خداى اين دعا كرد دانستم برادر من بدترين خلق خداست و به خون ريختن هيچ كس چنان حريص نبودم كه به خون برادرم . بالجمله با اين همه زحمت كه بدان مظهر رحمت رسيد از بيم آنكه بلائى بدان قوم فرود شود دست به دعا برداشت و گفت : الّلهمّ اغفر لقومى فانّهم لا يعلمون . و هم در خبر است كه جبرئيل خون از رخساره پيغمبر برمىگرفت و مىگفت : به فرمان يزدان اين خون مبارك را به جنان جاويدان برم تا حوران گلگونهء « 2 » ديدار « 3 » كنند ، همانا اگر رشحه‌اى « 4 » از اين خون بر زمين رود تا قيامت مهبط « 5 » رحمت نشود . آنگاه عرض كرد : كه اين دندان مبارك به من سپار تا حرز خويشتن كنم . رسول خداى فرمود : من اين دندان بدارم تا در قيامت چون خطاب آيد كه : امتان تو فرمان ما را شكستند عرض كنم كه : دندان مرا بندگان بىفرمان بشكستند . من عفو كردم تو كه
هامش
( 1 ) . آل عمران ، 128 : كار به دست تو نيست ، خدا يا مىبخشد يا عذابشان مىكند كه آنها ستمكارند . ( 2 ) . گلگونه : سرخابى است كه زنان به روى مالند . ( 3 ) . ديدار : هم به معنى چهره است ، هم به معنى ديدن . ( 4 ) . رشحه : يك قطره ( 5 ) . مهبط : فرودگاه