بن الجرّاح . هفتم : زبير بن العوّام .
و هفت تن از انصار بودند :
اول : حباب بن المنذر . دويم : ابو دجانه . سيم : عاصم بن ثابت .
چهارم : سهل بن حنيف . پنجم : اسيد بن حضير . ششم : سعد بن معاذ .
هفتم : حارث بن صمّه و بعضى به جاى سعد بن معاذ و اسيد بن حضير ، سعد بن عباده و محمّد بن مسلمه را نوشتهاند .
و از اين جماعت هشت ( 8 ) تن با آن حضرت بر موت خويش بيعت كردند : سه ( 3 ) تن از مهاجر و پنج ( 5 ) تن از انصار و مردانه در جنگ پاى اصطبار مىافشردند « 1 » :
اول : على عليه السّلام دويم : طلحه . سيم : زبير . چهارم : ابو دجانه . پنجم : حارث بن صمّه .
ششم : حباب بن المنذر . هفتم : عاصم بن ثابت . هشتم : سهل بن حنيف ، و از يمين و شمال پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ايستادند .
قتل ابىّ بن خلف به دست پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله
در اين وقت ابىّ بن خلف جمحى از صف كافران اسب برانگيخت و قصد پيغمبر كرد و اين ابىّ بن خلف آن كس است كه وقتى استخوان پوسيدهاى برگرفته به حضرت رسول آورد فقال : تزعم انّ ربّك يحيى الموتى فمن يحيى هذا ؟ گمان مىكنى كه پروردگار تو ، مردگان را زنده مىكند . كيست كه اين استخوان پوسيده را زنده كند ؟ و آن را به نزديك پيغمبر افكند . حسان بن ثابت اشارت بدين قصه كند و گويد :
لقد ورث الضّلالة عن أبيه * ابىّ يوم فارقه الرّسول
أ جئت محمّدا عظما رميما * لتكذبه و انت به جهول
و تبّ ابنا ربيعة اذ اطاعا * ابا جهل لامّهما الهبول
هامش
( 1 ) . اصطبار : بردبارى و پاى اصطبار فشردن ، كنايه از پايدارى و مقاومت است .