او تدبروا نفارق * فراق غير وامق « 1 »
و از هر دو جانب تيراندازان كشش و كوشش مىكردند ، عاقبت غلبه اسلاميان را افتاد و سواران هوازن هزيمت شدند . طلحة بن ابى طلحه كه صاحب علم مشركان بود چون اين بديد در خشم شد و اسب برجهاند و مبارز بخواند و گفت : اى محمّد گمان داريد كه ما را با شمشيرهاى خود به جهنم مىفرستيد ؛ و ما با شمشير خود شما را به بهشت مىفرستيم ؛ پس هر كه آرزوى بهشت دارد به ميدان آيد تا به سوى بهشتش فرستم .
چون كسى جرأت ميدان او نداشت هيچ كس جواب او بازنداد . على عليه السّلام چون شير غرنده با شمشير برنده به سوى او تاختن كرد و گفت : اى طلحه اگر راستگوئى به جاى باش تا حق از باطل پديد آيد :
يا طلح ان كنتم كما تقول * لكم خيول و لنا فصول
فاثبت لتنظر ايّنا المقتول * و ايّنا اولى بما تقول
فقد اتاك الاسد الصّئول * بصارم ليس به فلول
ينصره النّاصر و الرّسول
طلحه گفت : هان اى پسر تو كيستى كه آهنگ من كردهاى ؟ على عليه السّلام نام خويش
هامش
( 1 ) . اين اشعار در سيرت رسول اللّه ( 2 / 655 ) چنين است :ان تقبلوا نعانق * و نفرش النّمارقاو تدبروا نفارق * فراق غير وامقو ايضا در تاريخ كامل ابن اثير چنين است :نحن بنات طارق * نمشى على النّمارقان تقبلوا نعانق * و نفرش النّمارقاو تدبروا نفارق * فراق غير وامقما دخترانى هستيم كه شب در بر دلبر مىكوبيم . بر بسترهاى نرم و گرانبها مىخراميم ، اگر به پيش تازيد ، شما را در آغوش كشيم و بسترها بگسترانيم . اگر پشت كنيد ، جدايى گزينيم چنان كه شما را دوست نداريم .
و نيز :أيها بنى عبد الدّار * أيها حماة الدّيّارضربا بكلّ بتّارهان به پيش تازيد اى پسران عبد الدّار به پيش تازيد اى نگهبانان و پشتوانان كس و كار ، بتازيد با شمشيرهاى جان شكار ( تاريخ كامل ، 3 / 987 ) .