تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 832

مساهمون:

ص٨٣٢

[ فضيلت اهل بدر ]

مع القصه بعد از انجام كار بدر ، جبرئيل عليه السّلام در حضرت رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله عرض كرد كه : چگونه دانيد اهل بدر را در ميان خود ؟ فرمود : فاضلترين مسلمانان شمريم . جبرئيل گفت : فرشتگانى كه در بدر حاضر شدند ، نيز افضل فرشتگانند . و هم رسول خداى در فضل اهل بدر فرمايد : انّ اللّه قد اطّلع على أهل بدر ، فقال اعملوا ما شئتم فقد غفرت لكم . و به روايتى : فقد وجبت لكم الجنّة . اگر چه حسن بصرى را نزديك شيعيان وقعى نباشد ، اما سخن نيكو از هر كه خواهى باش ؛ نيكو باشد . هم او در فضل اهل بدر گويد : طوبى بجيش أميرهم رسول اللّه و مبارزهم أسد اللّه و جهادهم طاعة اللّه و ملاذهم ملائكة اللّه و ثوابهم رضوان اللّه .

قتل عصماى يهوديه

و هم در سال دويم هجرت ، چنان افتاد كه عصماى بنت مروان زوجه يزيد الخطمى كه از جهودان جحود « 1 » بود و در هجاى رسول خدا و غيبت مسلمين زيادت مبالغت « 2 » مىنمود ، عمير بن عدىّ بن خرشه كه مردى نابينا بود ، نذر كرد كه چون رسول خداى از سفر بدر به سلامت بازآيد ، عصما را با تيغ بگذراند . لا جرم بعد از ورود پيغمبر به مدينه ، شبانگاهى از مدينه بيرون شده ، خويشتن را به خانهء عصما انداخت و احساس كرد كه كودكان گرد او را داشتند و يكى پستان او را مىمكيد . پس عمير بر او تاخت و كودكان را از گرد او دور ساخت و سر تيغ خويشتن در سينه نهاده ، بدانسان فشار داد كه از پشتش سر به در كرد ؛ و هم در آن شب به مدينه بازشده و نماز بامداد با پيغمبر خداى به جماعت گذاشت . چون چشم آن حضرت بر عمير افتاد ، فرمود : كشتى دختر مروان را ؟ عمير بيم كرد كه مبادا در قتل او گناهى كرده باشد ، عرض كرد : آيا از قتل او بر من چيزى است ؟ فرمود : لا ينتطح فيها عنزان « 3 » .
هامش
( 1 ) . جحود : انكاركننده ( 2 ) . مبالغت : زياده‌روى ( 3 ) . مجمع الامثال ميدانى ( ج 2 / 225 ) .
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 832 | لسان الملك سپهر