[ سرور نجاشى از مژدهء فتح بدر ]
در خبر است كه چون مژدهء فتح بدر را به نجاشى بردند ، نيك شاد شد و سلب « 1 » سفيد بپوشيد و از سراى خود به در شد و در حايطى « 2 » بر خاك نشست و جعفر بن ابو طالب و بعضى از مهاجرين حبشه را بخواند و مژدهء فتح را بديشان داد . بعضى از بطارقه كه در حضرت او حاضر بودند ، عرض كردند : كه تو سلطانى باشى سترك « 3 » از چه روى سلب سفيدپوشى و بر خاك نشينى ؟ گفت : هرگاه مژده به مسيح مىآوردند شاد مىشد و بر تواضع مىافزود ، من نيز اقتفا به دو كردم . باز بر سر داستان رويم .
[ جماعتى كه فديهء اسيران بدر را آوردند ]
جماعتى كه از براى رهائى اسيران و حمل فديهء ايشان از مكه به مدينه سفر كردند ، به همين نام و نسب بودند : اول : وليد بن عقبة بن ابى معيط . دويم : عمرو بن الربيع ، و اين دو تن از بنى عبد شمس بودند . سيم : جبير بن مطعم و او از قبيله نوفل بن عبد مناف بود . چهارم : طلحة بن ابى طلحه و او از بنى عبد الدّار بود . پنجم :
ابو حبيش و او از جماعت بنى اسد بن عبد العزى بود . ششم : عبد اللّه بن ابى ربيعه .
هفتم : خالد بن الوليد . هشتم : هشام بن الوليد بن المغيره . نهم : فروة بن السائب . دهم :
عكرمة بن ابى جهل و ايشان از بنى مخزوم بودند . يازدهم : ابىّ بن خلف . دوازدهم :
عمير بن وهب و ايشان بنى جمح بودند . سيزدهم : مطّلب بن أبى وداعه . چهاردهم :
عمرو بن قيس و ايشان بنى سهم بودند . پانزدهم : مكرز بن حفص بن الأحنف و او از بنى مالك بن حبلى « 4 » بود . ايشان به مدينه آمدند و اسيران را فديه كردند و رها ساختند ، چنان كه قصّهء بعضى به شرح رفت .
هامش
( 1 ) . سلب : جامه ، لباس .
( 2 ) . حايط : بستان
( 3 ) . سترك : بزرگ
( 4 ) . مالك بن سالم معروف به بنى حبلى ، چون شكم سالم بزرگ بود به او حبلى يعنى آبستن مىگفتند .