او را عمار بن ياسر اسير كرد و پسر عمش از بهر نجات او به مدينه آمد .
و از قبيلهء بنى نوفل بن عبد مناف : سه ( 3 ) تن اسير شد : اول : عدى بن الخيار و او را خراش بن صمه اسير كرد . دويم : حليف ايشان عثمان بن عبد شمس ابن أخى عتبة بن غزوان و او را حارثة بن النّعمان اسير گرفت . سيم : أبو ثور و او را أبو مرثد الغنوى اسير كرد و فديه ايشان را جبير بن مطعم بداد .
و از بنى عبد الدّار بن قصىّ : دو ( 2 ) كس اسير شد : اول : أبو عزير بن عمير و او را أبو اليسر اسير گرفت و به حكم قرعه بهرهء محرز بن نضله شد برادر اعيانى أبو عزير ، مصعب كه از جمله مهاجرين بود ، با محرّز گفت : أبو عزير را رايگان از دست نگذارى كه مادر او را در مكه مال و ثروت فراوان است . أبو عزير چون اين بشنيد ، با مصعب گفت : اين بود شفاعت تو در حق برادر ؟ مصعب گفت : تو برادر من نيستى ، بلكه برادر من محرّز است . بالجمله چهار هزار ( 4000 ) دينار مادر أبو عزير به فداى او فرستاد . دويم : الاسود بن عامر بن الحارث بن السّبّاق و او را حمزه اسير گرفت و از بهر خلاص ايشان طلحة بن أبى طلحه به مدينه آمد .
و از قبيلهء بنى أسد بن عبد العزى بن قصىّ : سه ( 3 ) كس اسير شد : أول : سائب بن أبى حبيش بن المطّلب بن أسد بن عبد العزى او را عبد الرحمن بن عوف اسير كرد .
دوم : عثمان بن الحويرث بن عثمان بن أسد بن عبد العزى او را حاطب بن أبى بلتعه اسير گرفت . سيم : سالم بن شمّاخ او را سعد أبى وقّاص اسير نمود و فديه ايشان را هر يك چهار هزار ( 4000 ) دينار ، عثمان بن أبى حبيش به مدينه آورد .
و از قبيلهء بنى تيم بن مرّه يك تن اسير شد و در مدينه جان بداد و او مالك بن عبد اللّه بن عثمان بود كه به دست قطبة بن عامر بن حديده اسير شد .
و از قبيلهء بنى مخزوم ده ( 10 ) كس اسير شد : اول : خالد بن هشام بن المغيره و او را سواد بن غزيه اسير نمود . دويم : اميّة بن ابى حذيفة بن المغيره و او را بلال اسير گرفت . سيم : عثمان بن عبد اللّه بن المغيره و او را واقد بن عبد اللّه التّميمى اسير گرفت و گفت : منّت خداى را كه مرا بر تو نصرت كرد و تو آن كسى كه در روز نخله اسير شدى و به سلامت رها گشتى ، چنان كه قصّهء او در سريه عبد اللّه بن جحش مرقوم شد . بالجمله عبد اللّه بن أبى ربيعه فديه هر يك از اين سه ( 3 ) تن را به چهار هزار ( 4000 ) دينار به مدينه آورد . چهارم : وليد بن الوليد بن المغيره و او را عبد اللّه
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 820
مساهمون: لسان الملك سپهر
ص٨٢٠