تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 762

مساهمون:

ص٧٦٢
ميان اصافر و بدر . آنگاه كثيب « 1 » حنّان را كه جبلى است از رمل به جانب يمين افكنده ، نزديك به بدر فرود شد . مع القصه چون لشكر قرار گرفت ، پيغمبر با جمعى از اصحاب در اراضى بدر همى گرد برآمد و جاى جاى دست مبارك بر زمين مىنهاد و مىفرمود : هذا مصرع فلان ؛ و كشتن گاه يك يك از صناديد قريش را مىنمود و هيچ يك جز آن نبود كه فرمود .

[ ساختن سايبان براى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ]

در اين وقت سعد بن معاذ عرض كرد : اگر فرمائى عريشى « 2 » از چوب خرما براى تو راست كنيم تا نشيمن كنى ؟ و چند اسب و شتر در آنجا بازداريم تا اگر كار ديگرگون شود و نصرت اعدا را افتد ، و از آن ركائب يكى را برنشينى و به مدينه شوى ، چه ياران ما كه در مدينه‌اند ، در اطاعت تو كم از ما نيستند و اگر دانستند ، تو را آهنگ جنگ است بر جاى درنگ نمىكردند . پيغمبر او را دعاى خير بگفت . پس عريش بكرد و ركائب بازداشت .

[ رسيدن كفار به زمين بدر ]

در اين وقت لشكر دشمن پديدار گشت كه از پيش روى بر سر تلى برآمده و نظاره لشكر پيغمبر همىكردند ، مسلمانان نيز در نظر ايشان سخت حقير نمودند چنان كه خداى تعالى فرمايد :
وَ إِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلًا وَ يُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولًا .
« 3 » خلاصه معنى آن است كه : اندك نمود مسلمانان را در چشم كفار و كفار را نيز در چشم مسلمانان اندك نمود ، تا قضائى كه كرده بود براند .
هامش
( 1 ) . كثيب : توده ريگ . ( 2 ) . عريش : سايبان ( 3 ) . انفال ، 44 : آنگاه كه با هم روبرو شديد آنها را به چشم شما كم نشان داده و شما را به چشم آنها كم جلوه داد تا آنچه را مقرر داشته انجام دهد .