[ منازل رسول خداى از مدينه تا بدر ]
چنان صواب مىنمايد كه منازل رسول خداى را از مدينه تا بدر برشمارم . همانا چون نخست آهنگ كاروان قريش ، پيشنهاد خاطر پيغمبر بود ، از مدينه طريق مكه پيش داشت و منزل نخستين در نقب مدينه بود ، و دويم : عقيق ؛ و سيم : ذو الحليفه ؛ چهارم : ذات الجيش ؛ پنجم : تربان ؛ ششم : ملل ؛ هفتم : عميس الحمايم ؛ هشتم :
صخيرات الثّمام ؛ نهم : سياله ؛ دهم : فجّ الرّوحا ؛ يازدهم : شنوكه كه نزديك است به عرق بنى الظّبيه . در آنجا مردى اعرابى برسيد ، گفتند : بر رسول خداى سلام كن . در حضرت رسول سلام داد و عرض كرد كه : اگر رسول خدائى خبر ده مرا از آنچه در بطن ناقه من است .
سلمة بن سلامة بن وقش گفت : اين سؤال از پيغمبر مكن و نزديك من آى ، همانا بر ناقه خويش برجستى و از تو در بطن ناقه سخلهاى است . « 1 » رسول خداى فرمود :
اى سلمه فحشت على الرّجل . « 2 » و ازو درگذشت .
دوازدهم بئر روحا ، از اين منزل ابن اريقط كه حليف انصار بود ، از مردم جهينه به فرمان رسول خدا برفت و از درگذشتن كاروان قريش خبر آورد . پس رسول خداى راه مكه را به دست چپ افكند و از جانب يمين ، به منزل نازيه آمد و آهنگ بدر فرمود و به زمين رحقان آمد كه در ميان مضيق صفرا و نازيه است . آنگاه در مضيق آمد ، نزديك به صفرا .
و ازين منزل بسبس بن عمرو جهنى حليف بنى ساعده و عدىّ بن ابى الزّغباء جهنى ، حليف بنى النّجار را به جاسوسى به جانب بدر مأمور داشت - چنان كه مسطور گشت - و از آنجا به ارض ذفران آمد و در اين منزل جبرئيل عليه السّلام نازل گشت و بشارت نصرت بر قريش يا دست يافتن به كاروان آورد . و هم در اين منزل پيغمبر با اصحاب مشورت كرد ، چنان كه رقم شد . پس از ذفران كوچ داد ، به تلهاى اصافر عروج كرد و از آنجا به نشيب شده ، از ارض دبه عبور « 3 » فرمود و آن موضعى است
هامش
( 1 ) . سخله : بره يا بزغاله نوزاد .
( 2 ) . يعنى : ساكت باش ، دشنام دادى مرد را .
( 3 ) . دبه : در لغت به معنى ريگستان است .