طرب و زنان مغنّيه « 1 » براى لهو و لعب با خود برداشتند . و اين زنان مغنّيه ، ساره مولاة عمرو بن هاشم بن عبد المطلب ، و غزّه مولاة الاسود ابن المطلب و فلانة مولاة امية بن خلف بودند كه با دف « 2 » و ادوات غنا ملازم لشكرگاه شدند و جوانان كم سال را مراجعت فرمودند .
در خبر است كه ايشان هر شب در ذى طوى انجمن شده ، سخن به شعر مىكردند سه روز قبل از شكست قريش ، چند شعر به گوش ايشان آمد كه قائلش مرئى نبود و اين بيتها از آن جمله است :
أزار حنيفيّون بدرا دقيقة * سينقض منها ركن كسرى و قيصرا
أرنّت لها ضمّ الجبال و أفزعت * قبايل ما بين الوتير و خيبرا
أبادت رجالا من لوىّ و أبرزت * خرايد يضربن التّرائب حسّرا
فيا ويح من أمسى عدوّ محمّد * لقد حاد عن قصد الهدى و تحيّرا « 3 »
آن جماعت بترسيدند و از هر كس فحص اين حال همىكردند . پيرى گفت :
حنيفيون قوم محمّد و اصحاب اويند .
مع القصه قريش در بيرون مكه ، فرات بن خيال العجلى را براى فحص حال به سوى ابو سفيان فرستادند و عرض لشكر خويش دادند . نهصد و پنجاه ( 950 ) تن مرد جنگى برآمد و صد ( 100 ) اسب و هفتصد ( 700 ) شتر با ايشان بود و كار بر آن نهادند كه هر روز يك تن از بزرگان قريش علف و آذوقه لشكر را كفيل باشد و ده ( 10 ) شتر نحر « 4 » كند و اين مهتران : عباس بن عبد المطلب و عتبة بن ربيعه و شيبة بن ربيعه و ابى بن خلف و حكيم بن حزام و نضر بن الحارث و زمعة بن الاسود و ابو جهل و ابو البخترى بن هشام و حارث ابن عامر بن نوفل و نبيّه و منبّه پسران حجاج ، دوازده ( 12 ) تن بودند كه به نوبت اين كار را كفايت مىكردند و روز جنگ نوبت عباس بود كه اطعام لشكر فرمود .
هامش
( 1 ) . مغنى : آوازه خوان
( 2 ) . دف : نوعى از آلات موسيقى است .
( 3 ) . ترجمه اشعار در ترجمه مغازى بدين صورت است كه يك بيت آن متفاوت است : حنفيان ، چنان مصيبتى در بدر به راه انداختند كه پايههاى حكومت خسرو و قيصر از آن شكسته خواهد شد . سنگهاى كوهها از آن به خروش آمد و قبايل ميان و تير و خيبر وحشتزده شدند ، دو كوه ابو قبيس و احمر مكه به لرزه درآمدند و حريرهايى كه شجاعان بر سينه مىبستند كنده شد ( مغازى ، 1 / 88 ) .
( 4 ) . نحر : كشتن شتر به طريق شرعى