كلمات را رقم كنيد « 1 » و با خود بداريد تا گاهى كه وقت برسد ، آنگاه بىزياده و نقصان معاينه خواهيد كرد . « 2 » عرض كردند : ما را دوات و كتف « 3 » در دست نيست . و فرمود :
اينك ملائكه نگار مىكنند . « 4 »
قال : يا ملائكة ربّى أكتبوا ما سمعتم من هذه القصّة فى أكتاف و اجعلوا فى كمّ كلّ واحد منهم كتفا من ذلك . يعنى : اى ملائكهء پروردگار من ، رقم كنيد آنچه شنيديد در اكتاف ، و در آستين هر يك از ايشان كتفى بگذاريد .
آنگاه آن جماعت را فرمود : در آستين خود فحص كنيد « 5 » پس هر كس دست برده ، كتفى برآورد و صورت حال را در آن نگاشته يافت و قرائت كرد : ثمّ قال : انّ ذلك لحقّ كائن بعد ثمانية و عشرين يوما من اليوم فى اليوم التّاسع و العشرين وعدا من اللّه مفعولا و قضاء حتما لازما .
پس مردمان ، ايام را به شمار گرفتند تا بيست و هشت ( 28 ) روز سپرى شده و روز بيست و نهم جنگ بدر پيش آمد و تمامت آن واقعه را بىكموكاستى و فزايشى نظاره كردند . « 6 » و سبب آن بود كه در غزوهء ذو العشيرة ، چون رسول خداى كاروان قريش را نيافت ، چنان كه مذكور شد ، جبرئيل عليه السّلام مراجعت ايشان را با آن حضرت ميعاد نهاد . « 7 »
پس در اين وقت كه ابو سفيان با چهل ( 40 ) تن از اعيان قريش از شام به سوى مكه مراجعت مىكرد ، و خبر ايشان در مدينه سمر « 8 » گشت . رسول خداى ، طلحة بن عبيد اللّه [ تيمى ] و سعيد بن زيد بن عمرو بن نفيل را از بهر فحص حال كاروان مأمور داشت و ايشان از مدينه بيرون شده در راه ياوه « 9 » شدند و راه به مقصد نبردند . « 10 »
پس احمد بن عاصم الجهينى و عدىّ بن عمرو و به روايتى بسبس بن عمرو و عدىّ بن ابى الزّغبا ، مأمور شدند و ايشان تا ارض نخبار « 11 » تاخته ، در خانهء مردى كه او را كشد جهينى نام بود ، فرود شدند و كشد هر دو تن را به نهانى نگاه مىداشت .
هامش
( 1 ) . رقم كنيد : بنويسيد
( 2 ) . ديدار خواهيد كرد .
( 3 ) . كتف : شانه گوسفند كه بر آن مىنوشتند .
( 4 ) . نگار مىكنند : مىنويسند .
( 5 ) . فحص كنيد : جستجو نمائيد
( 6 ) . بىكموزياد ديدند
( 7 ) . وعده گذاشت .
( 8 ) . سمر : به معنى مشهور شدن است .
( 9 ) . ياوه شدن : به معنى گم شدن است .
( 10 ) . راه را گم كردند و به مقصد نرسيدند .
( 11 ) . نخبار : نام موضعى است بالاى ساحل .