تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 718

مساهمون:

ص٧١٨

غزوهء ذو العشيرة

و از پس آن در شهر جمادى الاولى ، غزوهء ذو العشيره پيش آمد . و عشيره - به ضم عين مهمله و فتح شين معجمه به اضافه حرف ذو - نام موضعى است در ميان مكه و مدينه . و آن چنان افتاد كه مسموع رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله گشت كه ابو سفيان با جماعتى از قريش از بهر تجارت مسافر شامند ، پس ابو سلمة بن عبد الاسد المخزومى را در مدينه خليفتى بداد و با يكصد و پنجاه ( 150 ) تن و اگر نه دويست ( 200 ) تن اصحاب را گزيده كرده ملتزم ركاب ساخت ، و از مدينه بدر شد و ايشان را سى ( 30 ) نفر شتر بود . و رايت جنگ را به حمزة بن عبد المطّلب سپرد . و همه جا قطع مراحل كرده ، به ارض ذو العشيره فرود شد . و روزى چند در آنجا لشكرگاه ساخت ، تا معلوم داشت كه قريش از آن اراضى عبور كرده‌اند ، پس از آن منزل به سوى يمين يك منزل كوچ داد . و چون قريش را هم در آنجا نيافت ، به اراضى سقياء النّخل « 1 » بتاخت ، و آنجا درختى بزرگ بود كه ذات السّماق ناميده مىشد . پس در سايهء آن درخت فرود شد و نماز بگزاشت و ديكدان « 2 » بنهاد چنان كه هنوز علامت مسجد و ديكدان برقرار است . بالجمله هم از دنبال قريش ، يك منزل ديگر بريدند و از آنجا به زمين ضرغه « 3 » آمدند و از ضرغة به ارض صحير الرّماد « 4 » شدند و همه جا فحص حال قريش مىكردند و مىرفتند . پس بر سر چاهى كه مشيرب نام داشت شدند و آب بياشاميدند و هم به صحير مراجعت نمودند . بالجمله همه بيابان را از دنبال قريش بشتافتند و هيچ كس را نيافتند ، لاجرم از آنجا راه برگرفتند و به ذات الشعير آمدند و لشكرگاه كردند . در اين وقت بزرگان بنى لحم كه در نواحى ذو العشيره جاى داشتند با خدمت رسول خداى پيوسته ، كار بر مصالحه و مداهنه نهادند .
هامش
( 1 ) . سقياء : نام قريه‌اى است نزديك جحفه و از آنجا تا جحفه نوزده ميل است ( س ) . ( 2 ) . ديكدان : ظرف طبخ غذا . ( 3 ) . نام زمينى از بنى غطفان . ( 4 ) . صحير ( به صيغه تصغير ) منزلى است ميان مكه و كوفه .