تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 701

مساهمون:

ص٧٠١
آب بر سر فاطمه ريخت و فرمود : روى با من كن و مقدارى به ميان هر دو پستان مباركش بپاشيد . آنگاه قدرى در ميان هر دو كتفش افشانده فرمود : اللّهمّ هذه ابنتى و أحبّ الخلق الىّ . اللّهمّ و هذا أخى و أحبّ الخلق الىّ . اللّهمّ اجعله لك وليّا و بك حفيّا و بارك له فى أهله . پس فرمود : اى على داخل شو بر اهل خود كه خداى بر تو مبارك كند و از نزد ايشان بيرون شده عضاده « 1 » در را بگرفت و فرمود : طهّركما و طهّر نسلكما أنا سلم لمن سالمكما و حرب لمن حاربكما أستودعكما اللّه و أستخلفه عليكما . آنگاه فرمود : مرحبا ببحرين يلتقيان و نجمين يقترنان . در بامداد زفاف « 2 » رسول خداى بديشان درآمد ، و ظرفى از شير با خود آورد و به دست فاطمه داد و فرمود : كه بياشام كه پدرت فداى تو شود و با على فرمود : بياشام كه پسر عمّت فداى تو گردد ، و به روايتى سه روز به سراى فاطمه و على نيامد و روز چهارم ، عزم حجرهء ايشان كرد و بنت عميس الخثعميّه را بر در حجرهء ايشان يافت . فرمود : چرا بدين جا شده‌اى كه مرد بدين حجره اندر است ؟ عرض كرد : بابى انت و امّى هنگام زفاف مردان و زنان از زنى گزير « 3 » نيست كه قضاى حوائج ايشان كند ، و من از بهر قضاى حوائج فاطمه بدين جا شده‌ام . پيغمبر فرمود : قضى اللّه لك حوائج الدّنيا و الآخرة . در اين وقت كه رسول خداى با بنت عميس سخن مىكرد ، على عليه السّلام با فاطمه به زير عبائى اندر بودند . از اصغاى صوت آن حضرت آهنگ « 4 » تفريق « 5 » كردند . پيغمبر فرمود : شما را به حق من سوگند است كه به حال خود و بر جاى خود باشيد و همچنان درآمد و بالاى سر ايشان بنشست و هر دو پاى مبارك را در ميان ايشان داخل كرد ، على پاى راست و فاطمه پاى چپ را گرفته بر سينه چفسانيدند « 6 » و از آن برد و سلامى « 7 » به نهايت يافتند . از اينجاست كه حضرت صادق عليه السّلام مىفرمايد : لا غيرة فى الحلال بعد قول رسول اللّه لا تحدّثا شيئا حتّى أرجع اليكما فلمّا أتاهما ، أدخل رجليه بينهما فى الفراش .
هامش
( 1 ) . عضاده : چهارچوب در ( 2 ) . زفاف : عروسى ( 3 ) . گزير : چاره ( 4 ) . آهنگ : قصد ( 5 ) . تفريق : جدا شدن . ( 6 ) . چفسانيدن : چسبانيدن ( 7 ) . برد و سلام : سرد ملايم