تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 692

مساهمون:

ص٦٩٢
هرگونه مردم ، با على عليه السّلام برابر نبوده ، چه اگر مانند على كس بودى ، جفت فاطمه توانستى شد ؛ و همچنان هيچ زنى با فاطمه در دو عالم برابر نبوده كه او را جز على كس به زنى نتوانست گرفت . و از اين گونه حديث از سنى و شيعه بسيار باشد . بالجمله رسول خداى فرمود : ايّها النّاس : أتانى ملك فقال : يا محمّد انّ اللّه يقرؤك السّلام و يقول لك : قد زوّجت فاطمة من علىّ ، فزوّجها منه و قد أمرت شجرة طوبى ، أن تحمل الدّرّ و الياقوت و المرجان و أنّ أهل السّماء قد فرحوا لذلك . و سيولد منها ولدان ، سيّدا شباب أهل الجنّة ، فابشر يا محمّد ، فانّك خير الاوّلين و الآخرين . خلاصه سخن آن است كه رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايد : ملكى بر من فرود شد و گفت : خدايت سلام مىرساند و مىفرمايد : من فاطمه را با على عقد بستم ، تو نيز او را با على تزويج كن و امر كردم درخت طوبى را كه با جواهر گران‌بار شد ، و اهل آسمانها شاد شدند ، و زود باشد كه دو فرزند آرند كه سيد جوانان بهشت باشند ، پس بشارت باد ترا اى محمّد كه بهترين اولين و آخرينى . و هم شيخ صدوق آورده كه : بينا رسول اللّه جالس ، اذ دخل عليه ملك له أربعة و عشرون وجها . فقال له رسول اللّه : حبيبى جبرئيل ! لم ارك فى هذه الصّورة فقال الملك : لست بجبرئيل ، أنا محمود بعثنى اللّه عزّ و جلّ أن أزوّج النّور من النّور . قال من ممّن ؟ فقال : فاطمة من علىّ . قال فلمّا ولىّ الملك ، اذا بين كتفيه محمّد رسول علىّ وصيّه . فقال رسول اللّه : منذ كم كتب هذا بين كتفيك ؟ فقال : من قبل أن يخلق اللّه عزّ و جلّ آدم باثنين و عشرين ألف عام . و علماى اهل سنت نيز اين حديث را به طرق عديده هم بدين گونه آورده‌اند ، جز اينكه نام آن ملك را به جاى محمود ، صرصائيل گويند ، و روايت كنند كه : او را بيست ( 20 ) سر بود و در هر سرى هزار زبان داشت و دستهاى او از آسمان و زمينها بزرگتر بود و ميان دو كتف او بعد از شهادتين مرقوم بود كه : علىّ بن أبى طالب مقيم الحجّة . مع القصه هم رسول خداى فرمود : ايّها النّاس ! جبرئيل بيامد و مرا خبر داد كه خداوند جليل در آسمان فاطمه را با على تزويج كرد و ملائكه را به جمله شاهد گرفت و فرمان داد تا من نيز در زمين او را با على تزويج كنم و شما را گواه گيرم . هم علماى سنّت از جابر بن سمره روايت كنند كه : پيغمبر فرمود : ايّها النّاس ! اين