ساخت . مردمان از مرگ او خندان گشتند و بر نحوت كه مادر طيارى و تهآدوبر بود ، كامروا شد و چنان پنداشت كه بعد از مرگ چنان دشمنى قوى ، سلطنت فرزندان او را دوامى و ثباتى « 1 » خواهد رفت .
بالجمله چند سال بر نحوت پادشاهى فرزندان خود استوار مىداشت تا ايشان به حد رشد و بلوغ رسيدند . آنگاه نخستين از صلاح و صوابديد مادر سر برتافتند ، و در كار ملك تدبيرهاى ناتمام به كار بردند .
اين نيز استوار نماند و ميان هر دو برادر كار به خصومت افتاد و روز تا روز اين دشمنى فزونى گرفت ، تا آنگاه كه از دو سوى لشكر كشيدند و صف قتال راست كردند ، و ابواب مقاتلت و مبارزت فراز شد در ميانه تهآدوبر با يك پسر خود دستگير گشت و به حكم طيارى مقتول شد .
بعضى گويند : مادرش برنحوت نيز بر قتل او اجازت راند . طيارى چون اين نصرت بديد ، بر تنمّر و تكبر بيفزود و آهنگ جنگ كلوتر دويم پيش داشت . از قضا در عرض راه مرگش فرا رسيد و جان عزيز را به قابض ارواح « 2 » تسليم داد ، و لشكريان چون طيارى را دستخوش مرگ يافتند ، پاداش نعمت او را گذاشته ، به لشكرگاه كلوتر دويم پيوستند و بر نحوت با فرزندزادهها اسير كلوتر گشت .
نخستين او را سه روز به عنا « 3 » و عذاب زحمت كرد . آنگاه بفرمود گيسوانش را به دم اسبى حرون « 4 » بسته بتاختند تا اعضاى او بر سر خار و خاره پاره پاره گشت و مملكت طيارى به تمامت به تحت فرمان كلوتر آمد . گويند : هيچ امرى كه نكوهيده عقل و عدل است ، جز خون برنحوت هرگز از كلوتر ديده نشد و در همه كارها دينپرست و فقيرنواز بود . و چهل و هشت ( 48 ) سال در اين جهان زندگانى كرد . و از اين مدت پنج ( 5 ) سال به استقلال سلطنت داشت .
هامش
( 1 ) . ثبات : استقامت و پايدارى .
( 2 ) . قابض ارواح : گيرنده جانها ، مراد حضرت عزرائيل است .
( 3 ) . عنا : رنج و سختى
( 4 ) . حرون : اسب چموش و سركش را گويند .