بيت المقدس نماز مىگزاشت ، باشد كه جهودان را دل نرم شود ، و با اسلام استيناسى « 1 » بود . چون روزگارى برآمد ، آن جماعت آغاز سفاهت كردند و گفتند :
محمّد كه بر طريقت ما نكوهش دارد ، چون است كه بر قبلهء ما نماز گزارد . اين سخن بر خاطر آن حضرت حملى گران افكند و وقتى با جبرئيل فرمود : دوست دارم كه خداى قبله مرا به سوى كعبه فرمايد ، كه هم قبله پدرم ابراهيم عليه السّلام بوده .
جبرئيل عرض كرد : كه من نيز بندهاى از بندگان ربّ جليلم . تو را كه در نزد خداوند مكانت بلند است ، خواستار شو كه هر چه خواهى به اجابت مقرون فرمايد .
اين ببود تا روز دوشنبه نيمه رجب سال دويم هجرت ، جبرئيل عليه السّلام بيامد و اين آيت بياورد :
قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها ، فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ
« 2 » مىفرمايد : بسا كه مىبينم گرديدن رويت را به سوى آسمان ، پس لاجرم مواجه « 3 » مىگردانم ترا قبلهاى كه مىخواهى آن را ، پس بگردان رويت را جانب مسجد الحرام ، و هركجا كه باشيد ، پس بگردانيد رويتان را به جانب آن .
در خبر است كه رسول خداى در خانهء مادر بشر بن البراء بن معرور بود كه وقت نماز ظهر درآمد ، در مسجد آن محله با جماعتى كه حاضر بودند ، آغاز نماز كرد و در ركعت دويم ، روى جماعت خويش به جانب مكه فرمود ، و به جانب ديگر مسجد شد ، و مسلمانانى كه در قفاى آن حضرت صفها راست داشتند ، به يك بار به سوى كعبه بگشتند و از دنبال پيغمبر برفتند . و مردان به جاى زنان و زنان به جاى مردان شدند و آن مسجد به ذو القبلتين معروف شد .
و هم در خبر است كه در مسجد ديگر نيز مسلمانان صفوف نماز راست داشتند خبر برتافتن قبله وقتى بديشان رسيد كه دو ركعت نماز گذاشته بودند . پس روى بگردانيدند و دو ركعت ديگر را به سوى مكه نماز گذاشتند .
و قرطبى در تفسير خود از ابو سعيد بن المعلّى روايت كند كه : پيغمبر بر منبر بود
هامش
( 1 ) . استيناس : خوگرفتن ، انس و الفت گرفتن .
( 2 ) . بقره ، 144 : ما توجه تو را به سوى آسمان مىبينم ، پس قبلهاى را كه مىپسندى به تو عطا مىكنيم ، روى خود را به جانب مسجد الحرام بگردان و هركجا باشيد روى به جانب آن بگردانيد .
( 3 ) . مواجه : روبرو