كه آيت تحويل قبله بيامد . و اين سخن را قوتى نيست ؛ زيرا كه به اتفاق مورخين هنوز بنيان منبر نشده بود .
و در صحيح بخارى از براء بن عازب روايت است كه اول نمازى كه پيغمبر به سوى مكه گزاشت ، نماز عصر بود ، و اين با آنچه مرقوم شد توان راست آورد ، زيرا كه يك ركعت نماز ظهر به سوى بيت المقدس بود ، و اول نمازى كه تمام به جانب مكه گزاشت نماز عصر بود .
اعتراض مشركين و جهودان بر تحويل قبله
بالجمله بعد از تحويل قبله مشركين عرب گفتند : همانا پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در كار خود حيران شد و بىهشانه كار همىكند ، و جهودان گفتند : چه شد كه پيغمبر از قبلهء ما بگشت ، همانا دل به سوى بلد و مولد خويش داشت ، يا از حسد روى بدان سوى همىكرد ، چنان كه اين آيت بدين سخن گواهى دهد : سيقول السّفهاء من النّاس ما ولّاهم عن قبلتهم الّتى كانوا عليها قل للّه المشرق و المغرب يهدى من يشاء الى صراط مستقيم « 1 » مىفرمايد : زود باشد كه مردم ديوانه گويند : چه چيز برتافت ايشان را از قبلهء خود ، بگوى مشرق و مغرب خداى راست ، هر كه را خواهد به راه راست برد .
بالجمله قبيلهء حىّ بن اخطب كه از صناديد يهود بود ، با مسلمانان همى خطاب كرد كه ما را خبر دهيد ، از آن نماز كه به سوى بيت المقدس گذاشتهايد . آيا به ضلالت رفتهايد يا به صواب بودهايد ؟ اگر كار به صواب مىرفت ، اكنون بر خطائيد ، و اگر اكنون به هدايت شديد ، از اين پيش كار به خطا مىگرديد . و ايشان در پاسخ مىگفتند : انّما الهدى ما أمر اللّه به ، و الضّلالة ما نهى اللّه عنه يعنى : ما كار به حكم خدا مىكنيم ، بدانچه خداى امر كند . عين هدايت ؛ و بدانچه نهى فرمايد ، محض ضلالت است .
هامش
( 1 ) . بقره ، 142 : كمخردان خواهند گفت : چه باعث شد كه مسلمانان از قبلهء خود روى بگرداندند .