تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 676

مساهمون:

ص٦٧٦
و در اين وقت به جهت استيلاى عرب ، دولت عجم فتورى « 1 » داشت . تركمانان نيز از اطراف مملكت تاختن مىكردند و بيشتر اراضى خراسان را معرض نهب « 2 » و غارت مىساختند . آذرولاش ناچار براى دفع تركمانان ، سفر خراسان فرمود و گاو باره نيز از ملازمان ركاب بود . بعد از طى طريق قبه آذرولاش را در سرحد خراسان برافراختند ، و لشكرگاهى بزرگ بساخت ، و از آن سوى تركمانان انجمن شدند ، و ساز مبارزت و مقاتلت طراز كردند . روز جنگ كه از هر دو سوى زمين آوردگاه « 3 » تنگ افتد ، ناگاه گاو باره جامهء جنگ در بر راست كرده ، به ميدان آمد و از چپ و راست تاختن نمود و چندان از يمين و شمال حمله افكند و مرد و مركب به خاك انداخت ، كه دل تركان شكسته شد ، و در پايان كار از مردانگى او شكسته شدند و طريق هزيمت پيش داشتند . از اين روى گاو باره را در حضرت آذرولاش قربتى ديگر به دست شد ، و در مملكت طبرستان نامبردار گشت و مردم را با او مهرى و حفاوتى « 4 » استوار افتاد . اين وقت گاو باره توقف خود را در طبرستان سودمند ندانست ، زيرا كه طريق غلبه بر مازندران را درست كرده بود . پس به نزديك آذرولاش آمد و گفت : اكنون رخصت فرماى تا به گيلان روم ، و در آنجا چيزى چند كه دارم بفروشم و با زن و فرزند طريق حضرت گيرم . آذرولاش اين سخن را از در صدق دانسته ، او را اجازت كرد و گاوباره به گيلان آمد . ازگيل و ديلم لشكرى در خور جنگ بساخت ، و آهنگ مازندران كرد . از اين سوى اين خبر به آذرولاش آوردند ، و او سخت هراسناك گشت ، چه دانسته بود كه گاوباره مردى دلاور است و مردم مازندران نيز از وى هراسى و هربى ندارند . لاجرم صورت حال را معروض درگاه يزدجرد كه اين وقت پادشاه عجم بود داشت . و بازنمود كه
هامش
( 1 ) . فتور : سستى ( 2 ) . نهب : تاراج ( 3 ) . آوردگاه : يعنى حربگاه ، ميدان جنگ ( 4 ) . حفاوت : به معنى دوستى و مهربانى