تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 578

مساهمون:

ص٥٧٨
داشت ، اكنون بر سر سخن رويم . رسول خداى مىفرمايد : چون از آسمان فرود همىشدم ، جبرئيل با من بيامد تا به خانهء امّ هانى در آمدم و اين همه سير و سلوك در شبى از شبهاى شما بود فانا سيّد ولد آدم و لا فخر و بيدى لواء الحمد بيوم القيامة و لا فخر و الىّ مفاتيح الجنّة يوم القيمة و لا فخر همانا در مدت صعود و نزول آن حضرت سخن بسيار كرده‌اند ، و به روايتى در مدت سه ساعت از شب برفت و بازآمد و به روايتى چهار ساعت و به روايتى نماز خفتن به زمين گذاشت و عروج فرمود و نماز صبح نيز در زمين بگذاشت .

[ انكار قريش در معراج پيامبر ]

مع القصه بامداد آن شب رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله از خانهء امّ هانى بيرون شده بيامد و در حجر بنشست و سخت ملول بود ؛ زيرا كه مىدانست مردم قريش سخن او را به كذب نسبت خواهند كرد . در اين وقت ابو جهل برسيد و نزديك آن حضرت بنشست و از در تمسخر گفت : هيچ امرى تازه آورده‌اى كه بدان سخن كنى ؟ پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : بلى ، امشب سفر كردم . گفت : به كجا ؟ فرمود : به بيت المقدّس شدم و از آنجا به سماوات شتافتم . ابو جهل گفت : امشب در آنجا رفتى و صباح در مكه ؟ فرمود : چنين باشد . گفت : اين سخن كه با من گفتى نزد قوم نيز خواهى گفت ؟ فرمود : همانا پوشيده نخواهم داشت . ابو جهل فرياد برداشت كه اى گروه بنى كعب ، بشتابيد كه كارى شگفت پيش آمده است ، پس مردمان گرد آمدند و انجمن بزرگ شد . آنگاه گفت : اى محمّد ، آنچه با من گفتى با اين جماعت بگوى . آن حضرت فرمود : امشب مرا به بيت المقدّس بردند و از آنجا به آسمانها سير دادند ، مردمان آغاز شگفتى نهادند و انكار كردند و دستها بر هم زدند و بر سر
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 578 | لسان الملك سپهر