تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
گفتم : اين عتاب با كيست ؟ گفت : يعاتب ربّه فيك . گفتم : و يرفع صوته على ربّه گفت : انّ اللّه قد عرف له خلقه . و از آنجا به آسمان هفتم برفتم و به هر ملكى گذشتم گفتند : اى محمد حجامت كن و امّت خود را امر كن تا حجامت كنند ؛ و مردى اشمط « 1 » يعنى دو موى ديدم كه بعضى سياه و برخى سفيد بود بر در بهشت بر كرسى نشسته ، و به روايتى پشت خود را به بيت المعمور بازنهاده . جبرئيل گفت : اين پدر تو ابراهيم است و اين جاى پرهيزكاران امّت تو است . پس من اين آيت بخواندم :
إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ
« 2 » به درستى كه سزاوارترين مردمان با ابراهيم آنانند كه پيروى او كردند و اين پيغمبر و آنان كه ايمان آورده‌اند به اين پيغمبر و خدا ياور مؤمنان است . پس بر او سلام كردم و بر من سلام كرد و گفت : مرحبا به پيغمبر شايسته و فرزند شايسته و مبعوث شده در زمان شايسته . آنگاه ابراهيم گفت : اى محمّد ، امّت خود را بگوى اندر بهشت درخت بسيار غرس كنند . گفتم : آن درخت چگونه غرس شود . گفت : به گفتن كلمهء لا حول و لا قوّة الّا باللّه . و هم در آن آسمان فرشتگان خشوع بديدم و درياهاى نور نگريستم كه ديده را در مىبرد ، و درياهاى ظلمت بديدم و نيز درياهاى برف نگريستم و هرگاه از اين امور مرا هولى باديد آمد ، جبرئيل گفت : شاد باش اى محمد ، و شكر كن مر خداى را كه ترا با اين كرامت انباز داشت و نيروى داد بر ديدن اين شگفتيها و آنچه هنوز از عظمت خداى ديدار نكرده‌اى از اينها بزرگتر باشد ، ميان خداى و خلقش نود هزار ( 90000 ) حجاب معنوى است يا آنكه ميان محل صدور وحى و داراى خرد از مخلوقات نود هزار حجاب است و نزديكترين خلق به محل صدور وحى منم ؛ و ميان من و اسرافيل چهار حجاب است : يكى از نور ؛ و آن ديگر از ظلمت ؛ سيم از ابر ؛ و چهارم از آب . بالجمله رسول خداى مىفرمايد كه : ديگر از عجايب خروسى معاينه كردم كه پاى بر فرودترين طبقه زمين و سر بر عرش داشت و چون بالها گشودى از مشرق و
هامش
( 1 ) . شمط : سپيدى موى به سياهى آميخته ، اشمط لغت منه . ( 2 ) . آل عمران ، 68 : نزديك ترين مردم به ابراهيم پيروانش و اين پيامبر و مؤمنان هستند و خداوند ياور مؤمنان است .