مردمان در قيامت به قدم تو خواهد بود انّك آخر الانبياء و انّ الحشر بك و بامّتك .
آنگاه جبرئيل مرا فرود آورد و براق را به حلقه در مسجد ببست كه پيغمبران مراكب خويش از آن پيش بدان مىبستهاند . و من به مسجد اقصى در آمدم ، جمعى از انبيا و به روايتى ارواح ايشان حاضر بودند مرا سلام دادند و تحيّت فرستادند .
گفتم : اينان چه كسانند ؟ جبرئيل گفت : برادران تو پيغمبران خدايند .
پس جبرئيل مرا از بهر نماز پيش داشت و اذان بگفت و انبيا و فريشتگان مقرّب بر من اقتدا كردند و بدان فخر نمىكنم ، آنگاه خازن بيت المقدس سه جام پيش آورد يكى از شير و يكى از آب و آن ديگر از شراب سرشار بود و گويندهء همىگفت : اگر آب را بگيرد ، او و امّت او غرق شوند و اگر شراب بگيرد او و امّت او گمراه شوند ، و اگر شير را بگيرد او و امّت او هدايت شوند . پس شير را بگرفتم و بنوشيدم و جبرئيل گفت : هدايت يافتى و امّت تو هدايت يافتند .
بالجمله چون از نماز فراغت جستيم بعض از انبيا خداى را ثنا گفتند و درود دادند . ابراهيم عليه السّلام گفت : ستايش خداى را كه مرا خلعت خلّت و ملكى عظيم بداد و بر مردمان مقتدا ساخت و آتش نمرود را بر من سرد كرد .
موسى گفت : حمد خداى را كه مرا كليم خويش كرد و فرعون و مردم او را به دست من نابود ساخت و بنى اسرائيل را نجات داد و گروهى از قوم مرا در ايمان راسخ فرمود و راهنماى ساخت .
داود عليه السّلام گفت : شكر مر خداوند را كه مرا سلطنت بزرگ داد و زبور به من آموخت و آهن به دست من نرم كرد ، و جبال را مسخر من ساخت تا با من تسبيح كردند و مرا حكمت آموخت .
سليمان گفت : حمد خداى را كه باد و ديو و پرى را در فرمان من كرد و زبان مرغان مرا آموخت و پادشاهى بزرگ عطا كرد كه لا ينبغى لاحد من بعدى و ملك مرا طيب كرد كه لا حساب علىّ فيه .
عيسى عليه السّلام گفت : سپاس خداى را كه مرا كلمهء خود گردانيد و مثل مرا چون آدم كرد كه
إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
« 1 » و مرا كتاب
هامش
( 1 ) . آل عمران ، 59 : به راستى مثل عيسى نزد خدا همچون مثل آدم است كه او را از خاك آفريد و به او فرمود : موجود شو ، بىدرنگ موجود شد .