تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
ابن عباس و عبد اللّه بن مسعود و ابىّ بن كعب و حذيفة بن اليمان و ابو سعيد خدرى و جابر بن عبد اللّه انصارى و ابو هريره و انس بن مالك و مالك بن صعصعه و امّ هانى هم بدين گونه سخن كرده‌اند ؛ و هم گفته‌اند كه آن حضرت در شعب ابو طالب و به روايتى در مسجد الحرام بود . و هم گفته‌اند كه آن حضرت فرمود : در خانهء امّ هانى خواهر على عليه السّلام بودم و بر مصلّى خويشتن كار خواب راست مىكردم ناگاه سقف خانه بشكافت و جبرئيل در آمد و گفت : اى محمّد برخيز و بيرون شو . در زمان برخاستم و از خانه بدر شدم و فرشته‌اى نگريستم كه دابّه‌اى با خويش دارد و به روايتى ديگر اتاه جبرئيل و معه خمسون الف ملك لهم زجل بالتّسبيح و رسول اللّه فى بيت امّ هانى و معه ميكائيل فقال : قم يا محمّد فانّ الجبّار يدعوك و جبرئيل عليه السّلام به صورت اصلى خويش فرود شد بدان صورت كه از اين پيش نگاشته شد و آسمانها را از خويشتن آكنده ساخت . اما علماى عامه گويند كه : رسول خداى فرمود كه : من در مسجد الحرام در حطيم يا در حجر جاى داشتم كه جبرئيل با ميكائيل برسيد و جبرئيل مرا تكيه داد و از ناف تا سينهء من بشكافت و ميكائيل سه طشت از آب زمزم آورده درون مرا بشست و جبرئيل دل مرا برآورد و بشكافت و بشست . و به روايتى جبرئيل آب آورد و شقّ صدر و غسل قلب با ميكائيل بود . بالجمله فرمود : آنگاه طشتى از زر بياوردند كه آكنده از حكمت و ايمان بود و دل مرا بدان بياكندند و جاى دادند . و اين سخن را علماى شيعه استوار ندارند و گويند : هرگز آلايشى در خلقت و آفرينش آن حضرت نبود كه شستن خواهد . بالجمله رسول خداى فرمود كه جبرئيل دست مرا بگرفت و از مسجد بيرون برد ، براق را در ميان صفا و مروه ايستاده ديدم خردتر از استر و بزرگتر از حمار ، روئى چون آدميان داشت و گوش بر سان فيل بودش ، يال مانندهء اسب و گردن و دنبال به كردار شتر ، قوايم نيز مانند قوايم شتر داشت و سمها برسان گاو و سينه‌اش كه به كردار استر بود گويا از ياقوت سرخ كرده بودند و پشتش چون مرواريد سفيد رخشنده بود ، و دو پر بر ران داشت كه قوايمش را تا سم همىبپوشيد و در تكتاز با بينائى بصرش انباز « 1 » مىرفت و او را در بهشت زينى برنهاده بودند .
هامش
( 1 ) . انباز : نظير و شريك
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 555 | لسان الملك سپهر