تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
جبرئيل گفت : اى محمد ، برنشين كه اين براق ابراهيم عليه السّلام است كه بر آن بر نشسته به كعبه همىرفت . و به روايتى ديگر انبيا نيز آن را سوار شده‌اند . پس جبرئيل ركاب و ميكائيل عنان بگرفت و چون آن حضرت قصد بر نشستن كرد ، براق حرونى نمود . جبرئيل لطمه زدش و گفت : شرم دار كه هيچ پيغمبر گرامى تر از محمّد بر تو سوار نشده . براق بر خويشتن بلرزيد و پشت با زمين نزديك داشت تا آن حضرت برنشست . و به روايتى قال : رسول اللّه فركبتها انّ تركتها سارت و ان حرّكتها طارت . فرمود : جبرئيل همى مرا برد و گروهى از فريشتگان از يمين و شمال و خلف و امام با من همىبودند تا مسجد اقصى . و به روايتى در راه ، كسى از جانب راست بانگ برداشت كه اى محمّد ، بايست كه مرا با تو سخنى است . من بر او ننگريستم و از سوى چپ همان ندا شنيدم هم التفات نكردم ، پس در برابر ، زنى را ديدم كه خويشتن آراسته و ساعدها گشوده و ندا درداد كه اى محمّد ، به سوى من نظاره باش كه با تو سخنى كنم ، نيز بر او نديدم ، آنگاه بانگى مهيب شنيدم كه از آن بترسيدم . پس جبرئيل گفت : داعى نخستين از يهود و دوم داعى نصارى بود ، اگر تو پاسخ هر يك از ايشان گفتى بعد از تو امّت تو يهود يا نصارى شدندى ، و آن زن دنيا بود اگر به دو ديدى امّت تو دنيا را بر عقبى اختيار كردندى ، و آن بانگ مهيب از سنگى بود كه هفتاد ( 70 ) سال از اين پيش از كنار جهنم رها شد و امشب به فرودگاه رسيد . آنگاه گفت : فرود شو و در اينجا نماز بگزار كه اين طيّبه است يعنى مدينه و زمين هجرت تو خواهد بود ، پس فرود شدم و نماز بگذاشتم و بر نشستم و لختى راه بسپردم . ديگر باره گفت : فرود شو و نماز بگزار كه اين طور سيناست . هم به زير آمدم و نماز بكردم و بر نشستم . پس از زمانى نيز گفت : فرود شو و نماز بگزار كه اين بيت - لحم « 1 » و مولد عيسى عليه السّلام است ، هم در آنجا نماز بگزاشتم و سوار شدم و چون به مسجد اقصى رسيدم گروهى از فريشتگان مرا پذيره « 2 » شدند و از خداى بشارت و كرامت آوردند و بر من بدين گونه سلام دادند كه السّلام عليك يا اوّل و يا آخر و يا حاشر . گفتم : اى جبرئيل اين چگونه تحيّت است ؟ گفت : تو اول كسى باشى كه شفاعت تو پذيرفته باشد . انّك اوّل شافع و اوّل مشفّع و تو آخر انبيائى و حشر
هامش
( 1 ) . از شهرهاى فلسطين واقع در نزديكى اورشليم . ( 2 ) . پذيره : استقبال