تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١

تزويج رسول خداى ، عايشه و سوده را شش هزار و دويست و چهارده سال بعد از هبوط آدم عليه السّلام بود

چندان‌كه خديجه عليها السلام زندگانى داشت ، رسول خداى صلى اللّه عليه و آله هيچ زن جز او در حبالهء نكاح نداشت و آنگاه كه خديجه وداع جهان گفت ، خوله بنت حكيم كه زن عثمان بن مظعون بود به نزد رسول خداى آمد و عرض كرد : چرا هيچ زن نكنى ؟ فرمود : كرا زن كنم ! گفت : اگر دوشيزه خواهى ، عايشه دختر ابو بكر نيكوست و اگر ثيّب « 1 » بايد سوده بنت زمعه كه هم ايمان با تو دارد حاضر است . رسول خداى فرمود : تو اين هر دو را از بهر من خواستارى كن ، خوله نخستين به خانهء ابو بكر آمد و از قبل رسول خداى سخن عايشه را با او بگذاشت ، ابو بكر به خاطر آورد كه مرا با پيغمبر عقد أخوّت رفته آيا دختر برادر را توان به زن گرفتن ؟ خوله بازآمد و اين خبر به پيغمبر آورد ، آن حضرت فرمود : ابو بكر با من برادر دينى است نه برادر نسبى و رضاعى كه دختر او را نتوانم زن كرد . پس برفت و ابو بكر را آگهى داد و او رسول خداى را به خانهء خويش دعوت كرد ، پس پيغمبر صلى اللّه عليه و آله بدانجا شد و عايشه را مخطوبه ساخت و آن هنگام عايشه ( 6 ) شش‌ساله بود و زفاف او در سال اول هجرت افتاد - چندان‌كه ان شاء اللّه در جاى خود مذكور خواهد شد - . بالجمله از پس آن خوله به خانه سوده رفت و او را از پدر او زمعه خواستارى نمود و او شاد شد و گفت : محمّد صلى اللّه عليه و آله همسرى بزرگ و گرامى است . پس رسول خداى صلى اللّه عليه و آله به خانهء او رفت و سوده را به چهار صد ( 400 ) درهم كابين « 2 » بست و با او زفاف كرد و سوده اول زنى بود كه رسول خداى بعد از خديجه عليها السلام با او زفاف فرمود و ديگر قصه‌هاى سوده و عايشه از اين پس مرقوم خواهد شد ان شاء اللّه .
هامش
( 1 ) . ثيب : زن بيوه را گويند . ( 2 ) . كابين : عقد