تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
آن سخن را از قريش اصغا نمائى ؟ أبو جهل فرقى نتوانست نهاد ، پس رسول خداى فرمود : چون است كه كلمات ايشان را محض خيال ندانى ؟ پس هر چه با حواس خود ادراك كنى خيال انگار ، آنگاه دست مبارك بر سينهء آن مرغ نهاد تا گوشت بازآورد با جبرئيل فرمود تا آن زرها كه أبو جهل دفينه كرده بود حاضر ساخت ، پس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله آن صره‌ها « 1 » را برگرفت و خداوندان آن را يك يك طلب كرد و بديشان سپرد و گفت : اين امانت شما است كه أبو جهل در آن خيانت كرد ، آنگاه هميانى « 2 » كه در آن سيصد ( 300 ) دينار زر أبو جهل بود برگرفت و گفت : اى أبو جهل با من ايمان بياور تا زر خويش بازستانى و خداى ترا بركت دهد كه از تمامت قريش به مال افزون باشى . أبو جهل گفت : ايمان نمىآورم اما زر خويش را خواهم گرفت و دست فرا برد كه هميان زر برگيرد ، پيغمبر خطاب بدان مرغ كباب كرد كه : بگير أبو جهل را ؛ و آن مرغ جنبش كرده بر أبو جهل درآمد و او را گرفته بر فراز برد و بر بام خانه‌اش فرو آورد . آنگاه پيغمبر روى با مؤمنين كرد و فرمود : اين معجزه بود كه خداى از بهر أبو جهل كرد . اين مرغ از مرغهاى بهشت خواهد بود همانا در بهشت مرغانى در پرواز خواهند بود هر يك به اندازهء شترى ؛ و چون مؤمنين قصد خوردن يكى كنند آن مرغ نزديك شود و پر و بالش فرو ريزد و بىآتش از دو جانب كباب و بريان شود و چون مرد بهشتى بخورد و شكر خداى بگزارد ديگرباره آن مرغ زنده شود و بپرد و بدين فخر كند . و آن زر كه أبو جهل را بود بر مردم درويش و مسكين بذل فرمود .

[ قرائت آيات قرآن بر قريش ]

مع القصه همچنان رسول خداى به دعوت مردمان روزگار مىگذاشت تا سوره النّجم فرود شد و پيغمبر در مسجد الحرام در انجمن قريش آن سوره را خواندن گرفت و در هر آيت لختى همىببود تا مردمان نيك تلقى كنند و به خاطر دارند ، چون بدين آيت رسيد :
أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى
« 3 » . شيطان فرصتى
هامش
( 1 ) . صره : هميان درهم و مانند آن ، كيسهء سيم و زر . ( 2 ) . هميان : كيسه ( 3 ) . النّجم ، 19 - 20 : آيا لات و عزّى و ديگرى منات را كه سومين باشد ديده‌ايد ؟