خداى بر ايشان گذشت و فرمود : صبرا يا آل ياسر فانّ موعدكم الجنّة .
و ديگر چون وليد بن وليد و سلمة بن هشام و عيّاش بن ابى ربيعه مسلمان شدند ، جمعى از بزرگان بنى مخزوم نزد هشام بن وليد رفتند و گفتند : ايشان را با ما گذار تا كيفر كنيم . هشام اين شعر بخواند :
الا لا تقتلنّ اخى عييشا * فيبقى بيننا ابدا تلاحى
آنگاه گفت : حذر كنيد از وليد بن وليد كه سوگند با خداى كه اگر او را مقتول سازيد مىكشم ، شريفترين مردى از شما را ، پس او را بگذاشتند و برفتند ؛ اما سفهاى قريش چندان مسلمانان را همىبيازردند كه سكون مكّه بر ايشان مشكل افتاد و به سوى حبشه هجرت كردند چنان كه مذكور مىشود .