تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
ديگر شويم و چندان زيستن كنيم كه از خداى رخصت حرب آيد . رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله ايشان را اجازت داد كه به ارض حبشه هجرت كنند و اين هجرت نخستين است كه بعضى از اصحاب به سوى حبشه كوچ دادند . و هجرت بزرگ آن بود كه رسول خداى به سوى مدينه كوچ داد - چنان كه در جاى خود مذكور خواهد شد - و در آن هجرت واجب بود كه همه كس به سوى مدينه شود و اگر كسى مماطله كردى اسلام او ناپذيرفته بودى . مع القصه رسول خداى فرمود : مردم حبشه از اهل كتاب‌اند و از جور و اعتساف پرهيز كنند و نجاشى « 1 » با هيچ كس ظلم نكند . و در اين وقت اصحمه در مملكت حبشه حكومت داشت و خراج حبشه به توسط قيصر - چنان كه مرقوم شد - به درگاه شاهنشاه ايران خسرو پرويز مىرفت . بالجمله اصحاب ، به فرمان رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله از مكه بيرون شدند و تا جدّه پياده قطع مسافت كردند و از آنجا به كشتى درآمده آهنگ حبشه نمودند . و اول كس كه از مكه بيرون شد ، عثمان بن عفّان بن ابى العاص بن اميّه بود ؛ و رقيّه دختر رسول خداى كه در حبالهء نكاح او بود هم با خود كوچ داد ؛ و از پس او ابو حذيفة بن عتبة بن ربيعة بن عبد شمس كوچ داد و سهله زن خويش را كه دختر سهيل بن عمرو ، اخى بنى عامر بن لؤىّ بود با خود ببرد و در ارض حبشه از وى پسرى آورد و محمّد نام نهاد ؛ و ديگر زبير بن عوّام بن خويلد بن اسد ؛ و ديگر مصعب بن عمير بن هاشم بن عبد مناف بن عبد الدّار بن قصىّ ؛ و ديگر عبد الرّحمن بن عوف بن عبد عوف بن عبد الحارث بن زهره . و ديگر ابو سلمة بن عبد الاسد بن هلال بن عبد اللّه بن عمر بن مخزوم و زن خود امّ سلمه را كه دختر ابى اميّة بن المغيرة بن عبد اللّه بن عمر بن مخزوم بن يقظة بن مرّة بن كعب بن لؤىّ بود با خود كوچ داد ؛ و ديگر عثمان بن مظعون بن حبيب بن وهب بن حذافة بن جمح ، و ديگر عامر بن ربيعه حليف آل خطّاب از ضربن وائل و زن خود را كه ليلى دختر ابى خثعمة بن غانم بن عبد اللّه بن عوف بن عبيد بن عويج بن عدىّ بن كعب بود با
هامش
( 1 ) . لقب پادشاهان حبشه
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 466 | لسان الملك سپهر