از رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - روايت شده است كه :
618 - « من مقت نفسه دون مقت النّاس امنه اللَّه تعالى من فزع يوم القيامة » .
يعنى : « كسى كه به جاى دشمن داشتن مردم ، نفس خود را دشمن بدارد ، خداوند متعال او را از فزع روز قيامت ، ايمن مىدارد » .
در روايت آمده است كه :
- « عابدى هفتاد سال خدا را بندگى كرد ، روزها را روزه و شبها را به نماز مىايستاد ، آنگاه حاجتى از خداوند متعال طلب نمود ، ولى بر آورده نگرديد ، رو به خود كرد و گفت : اشكال از خود تو است ، چون اگر در تو خيرى مىبود ، حاجتت روا مىشد ، در اين هنگام خداوند متعال فرشتهاى براى او فرستاد و گفت : اى فرزند آدم ! اين يك لحظهاى كه خود را كوچك شمردى ، از تمام عبادتهاى گذشتهات بهتر است » « 1 » .
و نيز روايت شده است كه :
619 - « يبيت احدكم نادما على ذنبه زاريا على نفسه خير له من ان يصبح مبتهجا بعمله » .
يعنى : « هر يك از شما شب را در حالتى بسر برد كه بر گناهش پشيمان و بر نفسش خرد گيرد ، براى او بهتر است از اينكه صبح كند در حالى كه از عملش ، خوشحال و مسرور ( و بدان مغرور ) باشد » .
اى عاقل ! بر تو است كه عملت را در حصارى قرار دهى و آن را از شرّ عجب و ريا و غيبت و كبر ، محافظت نمايى كه غيبت و كبر نيز چون ريا و عجب براى عمل ، مضرّند ، مگر خبر معاذ را نشنيدهاى ؟ « شيخ ابو جعفر محمد بن احمد بن على قمى ، ساكن « رى » در كتابى كه در آن اخبار زهد نبى آمده ، از « عبد الواحد » تا برسد به « معاذ بن جبل » نقل كرده است كه راوى مىگويد :
( به معاذ گفتم : ) حديثى برايم بازگو كن كه آن را از رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - شنيده و به دقت حفظش كرده باشى .
هامش
( 1 ) در حديث 467 گذشت .