نگاه كن - اى كه رحمت خدا بر تو باد ! - ببين اين مؤمن چگونه با فرستادهء امامش برخورد كرد و چگونه در تكريم و برخورد و سلامش ، نهايت احترام را نمود ، بعد نگاه كن ببين كه چگونه به صرف برخورد محترمانه هم راضى نشد ، بلكه او را در تمامى اموالش شريك نموده و از سخن حضرت كه فرمود - اين مرد ، برادر تو است - اين گونه برداشت كرد كه دو برادر در اموال هم حق متساوى دارند . ( اگر دقت كنى در مىيابى كه ) اين حديث بر چند چيز دلالت دارد :
اوّل - خوشحالى مؤمن ، خوشحالى خداوند متعال و رسول - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - و ائمه - عليهم السّلام - است .
دوّم - مؤمن ، وقتى برادرش به او نيازمند شد تا آنجا كه توان دارد كمكش مىنمايد ، حتى با آبرو و دعا كردن كما اينكه حضرت صادق - عليه السّلام - چنين كرد و خودش هم فرمود : « او اعانه بنفسه » .
سوّم - سزاوار است كه انسان در كارهاى مهمّش به درگاه خدا و ابواب آن درگاه كه آل محمّد - عليهم السّلام - مىباشند ، برود ، چون راوى گفت : . . . چاره را در اين ديدم كه از خدا كمك بخواهم ، لذا نزد حضرت صادق - عليه السّلام - آمده از او يارى طلبيدم . . .
چهارم - اين عمل موجب كاميابى است ، همچنان كه نتيجهاش را ديدى .
خداوند متعال بر حضرت داود - عليه السّلام - وحى فرستاد كه :
517 - « انّ العبد من عبادى يأتينى بالحسنة فابيحه جنّتى ، فقال داود : يا ربّ ، و ما تلك الحسنة ؟ قال : يدخل على عبدى المؤمن سرورا و لو بتمرة ، فقال داود - عليه السّلام - : حقّا على من عرفك ان لا يقطع رجاءه منك »
. يعنى : « بندهاى از بندگان من كار خيرى انجام مىدهد كه در اثر آن بهشتم را براى او مباح مىكنم . داود گفت : پروردگارا ! آن كار خير چيست ؟ فرمود : بندهء مؤمن مرا خوشحال مىكند و لو از طريق بخشيدن يك عدد خرما باشد . داود گفت :
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 321
مساهمون: ابن فهد الحلي
ص٣٢١