زليخا گفت : سپاس خدايى را كه پادشاهان را به سبب گناهانشان برده مىكند و بردگان را به سبب طاعتشان پادشاه مىنمايد .
يوسف - عليه السّلام - گفت : اى زليخا ! چه چيزى باعث شده آن كار را انجام بدهى ؟
زليخا گفت : زيبايى چهرهء تو ، اى يوسف ! يوسف - عليه السّلام - گفت : پس چگونه خواهى بود اگر پيامبر آخر الزمان كه نامش محمد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - است را ببينى كه هم از من زيباتر است ، هم خوش اخلاقتر و هم بخشندهتر .
زليخا گفت : راست مىگويى ، ( سخنت را تأييد مىكنم ) يوسف - عليه السّلام - گفت : از كجا دانستى راست مىگويم ؟
زليخا گفت : چون تا نامش را بردى ، محبّتش در قلب من جا گرفت :
در اينجا خداوند عزيز و جليل بر يوسف - عليه السّلام - وحى فرستاد كه زليخا راست مىگويد و چون او محمد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - را دوست دارد ، من هم او را دوست دارم ، آنگاه خداوند متعال به يوسف - عليه السّلام - امر كرد كه با زليخا ازدواج كند .
« جابر » از امام صادق - عليه السّلام - روايت كرده است كه :
432 - « انّ ملكا من الملائكة سأل اللَّه ان يعطيه سمع العباد فاعطاه اللَّه فذلك الملك قائم حتّى تقوم السّاعة ، ليس احد من المؤمنين يقول : صلّ على محمّد و اهل بيته الّا و قال الملك : و عليك السّلام ، ثمّ يقول الملك : يا رسول اللَّه ، انّ فلانا يقرؤك السّلام ، فيقول رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - : و عليه السّلام »
. يعنى : « فرشتهاى از فرشتگان از خدا خواست كه قدرت شنيدن سخنان بندگان را به او بدهد ، خداوند متعال هم اين كار را كرد ، تا روز قيامت هر گاه يكى از مؤمنين بگويد : خدايا ! بر پيامبر و اهل بيتش صلوات و درود بفرست ، اين ملك اولا مىگويد و عليك السّلام و ثانيا به رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - مىگويد :
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 276
مساهمون: ابن فهد الحلي
ص٢٧٦