مىگويد : پروردگارا ! نمىدانم بندهات در كجاست . خداوند سبحان مىفرمايد : او در گودالى در سجّين قرار دارد .
امين وحى به سوى او مىرود و مىبيند پاهايش بسته و به صورت آويزان است ، به او مىگويد : چه مدتى است كه در آتشى ؟ مىگويد : نمىدانم چه مدتى را در جهنم پشت سر گذاشتهام ، جبرئيل او را به سوى پروردگار عالم مىبرد ، آنگاه ذات اقدس الهى به او مىگويد :
اى بندهء من ! چه مدتى است كه مرا ميان آتش صدا مىزنى ؟ مىگويد :
حساب ندارم اى پروردگار من ! مىفرمايد : آگاه باش كه به عزت و جلالم سوگند ! اگر اين جملاتى را كه گفتى بر زبان جارى نمىكردى ، تو را در جهنم نگاه مىداشتم لكن بر خودم لازم و حتمى كردم كه بندهاى مرا به حق محمد و اهل بيتش سوگند ندهد مگر آنكه هر چه بين من و اوست را برايش بيامرزم و ( به همين خاطر ) امروز تو را آمرزيدم » .
از « سلمان فارسى » روايت شده است كه گويد : شنيدم رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - مىفرمود :
430 - « انّ اللَّه عزّ و جلّ يقول : يا عبادى ، او ليس من له اليكم حوائج كبار لا تجودون بها الّا ان يتحمّل عليكم باحبّ الخلق اليكم تقضونها كرامة لشفيعهم ؟ الا فاعلموا انّ اكرم الخلق علىّ و افضلهم لدىّ محمّد و اخوه علىّ و من بعده الائمّة الّذين هم الوسائل الىّ ، الا فليدعنى من همّته حاجة يريد نفعها ، اودهته داهية يريد كشف ضررها ، بمحمّد و إله الطّيّبين الطّاهرين اقضها له احسن ما يقضيها من يستشفعون باعزّ الخلق عليه »
. يعنى : « خداوند عزيز و جليل مىگويد : اى بندگان من ! آيا اتفاق نيفتاده كه :
فردى از شما حاجتهاى بزرگى بخواهد كه شما آن حوايج را نمىدهيد مگر اينكه محبوبترين خلق نزد شما را حاضر كند و شما به احترام آن شفيع محبوب و دوست داشتنى درخواستهاى او را بدهيد ؟
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 274
مساهمون: ابن فهد الحلي
ص٢٧٤