« و اعلم انّ للحياء مقدارا فان زاد عليه فهو سرف ، و انّ للحزم مقدارا فان زاد عليه فهو تهوّر ، و احذر كلّ ذكىّ ساكن الطّرف و لو عقل اهل الدّنيا خربت »
. يعنى : « بدان كه حيا را اندازهاى است كه زياده بر آن اسراف است و براى احتياط و محكم كارى هم حدّى است كه بيش از آن ، كار را خراب مىكند ، مبادا افراد باهوش كه چشم بر هم نمىگذارند ، به تو آسيبى برسانند اگر اهل دنيا عقل داشتند ( و آن را به كار مىبستند ، هرگز دنيا آباد نمىشد بلكه ) خراب مىگشت » .
اى عزيز ! در اين حديث نظر كن كه چه آداب دقيقى را در بردارد و چگونه انسان را به سوى زهد در دنيا گرايش مىدهد كه مىفرمايد : اگر اهل دنيا عقل مىداشتند ، دنيا خراب مىشد ، بنا بر اين ، عقل سالم حكم به خراب ساختن دنيا و بىاعتنايى بدان دارد ، هر كس به آن اهميت بدهد و آبادش سازد ، معلوم مىشود كه عقل ندارد .
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 233
مساهمون: ابن فهد الحلي
ص٢٣٣