تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
« و انا اللَّه أبتدئ بالعطيّة قبل المسألة افأسال فلا اجود ؟ كلّا أ ليس الجود و الكرم لى ؟ أ ليس الدّنيا و الآخرة بيدى ؟ فلو انّ اهل سبع سماوات و ارضين سألونى جميعا و اعطيت كلّ واحد منهم مسألته ما نقص ذلك من ملكى مثل جناح البعوضة و كيف ينقص ملك انا قيّمه ؟ » . يعنى : « من آن خدايى هستم كه ابتدا به بخشش نمودم قبل از اينكه از من چيزى بخواهند ، اما اگر چيزى خواستند به آنان نمىدهم ؟ نخير ( اين چنين نيست ) آيا مگر جود و كرم ، مخصوص من نيست ؟ آيا مگر دنيا و آخرت در دست من نيست ؟ اگر ساكنين زمين و آسمانهاى هفتگانه همگى از من چيزى بخواهند و من تمام خواسته‌هايشان را برآورده سازم ، چيزى حتى به اندازهء بال يك پشه هم از ملكم كم نخواهد شد ، چگونه كم شود ملكى كه من قيّم آن هستم ؟ » . - « فيا بؤسا لمن عصانى و لم يراقبنى » . يعنى : « بنا بر اين ، بدا به حال آن كس كه مرا معصيت كرد و مراقبم نبود » . به « محمد بن عبد اللَّه » گفتم اين حديث را تكرار كن ، او سه مرتبه تكرار كرد ، آنگاه گفتم : نه ، به خدا قسم ! از اين به بعد ، هرگز از كسى حاجتى طلب نمىكنم ، مدتى نگذشت كه خداوند متعال از خزانهء غيبىاش به من روزى رسانيد . از رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - نقل است كه فرمود : 347 - « قال اللَّه عزّ و جلّ : ما من مخلوق يعتصم بمخلوق دونى الّا قطعت اسباب السّموات و اسباب الارض دونه ، فان سألنى لم اعطه ، و ان دعانى لم اجبه ، و ما من مخلوق يعتصم بى دون خلقى الّا ضمنت السّموات و الارض رزقه ، فان دعانى اجبته ، و ان سألنى اعطيته ، و ان استغفرنى غفرت له » . يعنى : « خداوند عزيز و جليل مىفرمايد : هر گاه مخلوقى به جاى اينكه به من تكيه كند به سمت مخلوق ديگرى برود ، اسباب و علل آسمانى و زمين را بر او قطع مىنمايم ، آنگاه اگر از من چيزى بخواهد به او نمىدهم و اگر دعايم كند ، اجابتش نخواهم نمود و اگر مخلوقى به جاى روى آوردن به خلق ، به من تكيه كند خود