عبد الرحمن و فضل بن شاذان همگى مىگفتند كه او جسمى است نه مثل ساير اجسام ، به اين معنى كه او بر خلاف عرضى است كه محال است توهم فعلى از او شود و جسميت را از او نفى كرده و جملهء « جسمى است نه مثل ساير اجسام » را ، به جاى جملهء « چيزى است نه مثل ساير چيزها » ، استعمال مىكردند . « 1 » و عادتا پذيرفته مىشود ، اگر بگوييم شاگرد ، نمايندهء آراء استاد خود باشد و ما در عين حال شكى نداريم كه هشام نوعى تمايل به حيات داشت و اين تمايل بر افكار او غلبه مىكرد و آراء او رنگ آراء رواقيون را نشان مىداد و شايد تحت تأثير آراء آنها از طريق ديصانيهء رهاويه ، قرار گرفته بود و براى كسى كه معتقد است عرضها جسمند و حتى شكلهاى هندسى همجسم هستند ، مشكل نيست بگويد ، خالق جسم است ! زيرا اساس اوليهء فلسفهء رواقيون اين است كه عالم وجود غير از ماده چيز ديگرى نيست و هر موجودى به نظر آنها ماده است حتى روح و حتى خداى متعال . « 2 » و ممكن است تصور كنيم ، اين فكر او از آراء و افكارى است كه قبل از تشيع و قبل از پيروى از امام صادق ( ع ) داشته است . »
به هشام بن حكم آراء و مطالب بسيار ديگرى هم نسبت دادهاند كه صحت انتساب آنها به او ثابت نشده است . « 3 »
همدانى « 4 » ابو محمد حسن بن احمد بن يعقوب بن يوسف بن داود همدانى يمانى صنعانى ؟ - 334 ه ق
حسن بن احمد همدانى در يمن به دنيا آمد و در همانجا پرورش يافت و در زندان صنعا به سال 334 ه ق درگذشت . وى كه به ابن ابى الحائك معروف است ، از دانشمندانى است كه در فلسفه و رياضيات و طبيعيات و فلك و نجوم همچنين در علوم عرب ، از ادبيات و شعر و تاريخ گرفته تا نحو و غيره برجستگى داشت .
سيوطى از او چنين تمجيد كرده است :
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغة ، ج 1 ، ص 295
( 2 ) - قصة الفلسفة اليونانية ، ص 286
( 3 ) - هشام بن حكم تأليف مؤلف كه به تفصيل در آن شرح داده شده است .
( 4 ) - همدان ( به فتحها و سكون ميم ) نام قبيلهاى يمنى است كه سرزمين آنان از شمال محدود به صنعا و از غرب به مأرب و نجران و از جنوب به صحرا و از شرق به ساحل ابو عريش است .