پديدهء روشنايى ، در كتاب خود از ديدنيها بحث كرده است . و بحث او در اين نوشته ، بالاترين اثر را در روجر بيكن گذاشته است ، او و دوستش باهم كتاب ارسطو در الهيات به نام اثولوجيا را ترجمه كردند . « 1 »
اما پديده و نمودارهاى تأثر او از فلاسفهء يونان را مىتوان از رسالههاى بسيار او ، خاصه رسالههايى كه در مورد سقراط نوشته است به دست آورد . وى پنج رساله در مورد سقراط نوشته است به اين شرح : رسالهاى در شرح فضائل سقراط ، رسالهاى در الفاظ سقراط ، رسالهاى در شرح گفتگويى كه بين سقراط و ارسواس ( كذا ) جريان يافته بوده ، رسالهاى در خبر مرگ سقراط ، رسالهاى در باب آنچه بين سقراط و حرانيها گذشته بوده است .
عنايت و توجه او به ارسطو و اهتمامى كه به او داشته ، از رسالهاش در عدد كتابهاى ارسطو و كتابى كه در مورد ارسطو دربارهء معقولات و چيزهاى ديگر نوشته است ، معلوم مىگردد .
ابو يوسف كندى از قديمىترين فلاسفهء اسلام است كه نام فيلسوف بر آنها اطلاق شده و او نخستين عرب اصيل است كه استحقاق نام فيلسوف عرب را پيدا كرده است . قاضى صاعد بن احمد تأكيد مىكند كه در ميان عرب ، فيلسوفى غير از كندى و همدانى « 2 » نيست و منحصر به اين دو نفرند ، و مىگويد : « من كسى را كه اصلا عرب بوده و شهرت به علم فلسفه داشته باشد ، غير از ابو يوسف يعقوب بن اسحاق كندى و ابو محمد حسن همدانى « 3 » نمىشناسم » ، « 4 » و كندى را از پيشقدمان و متفكران و علمايى دانسته كه در دورهء تكوين فلسفهء اسلامى ، ظهور كرده بودند . و در ابتداى دورهء انتقال فرهنگ قديم پا به ميدان گذاشتهاند ، يعنى از دورهء گفتگوهاى خالص تا دورهاى كه كلام با فلسفهء يونان و هند و جاهاى ديگر ممزوج شد ، و نتيجهء كوششهاى درخشان او در تأليف ، خيلى بيش از آنست كه انسان از يك متفكر عرب در ميدان فلسفه توقع دارد و در فروع مختلف علمى دستى باز داشته است . او در روزگارى ظهور كرد كه تمام فروع عقلى و حتى شرعى ، در بين مسلمانان در آن وقت در حال تكوين بوده است .
كوششهاى پرفايده و پرارج او در تصنيف ، شامل بيشتر جوانب و جهات معرفت بشرى شد و هيچيك از نواحى و بحثهاى فلسفى مفهوم در آن دوره را از نظر دور نداشت . وى در همهء آنها كتاب و رسالهاى نوشته است . النديم تأليفات كندى را شمارش كرده و در حدود 238 رساله و كتاب از او معرفى كرده است . و غير از النديم ، ديگران نوشتههاى او را 265
هامش
( 1 ) - ترجمهء فارسى تاريخ تمدن ويل دورانت ، ج 4 ، ص 166
( 2 و 3 ) - همدانى به سكون ميم - ويراستار
( 4 ) - - تمهيد لتاريخ الفلسفة الإسلاميّة ، ص 31