حاشيه بر رسالهء بيست باب خواجه در اسطرلاب .
تلخيص تحرير اقليدس كه برخى از مطالب مفيد علمى و براهين جديد و مسائل جالبى را نيز بر آن افزوده است و اين حاشيه غير از حاشيه بر تحرير اقليدس است كه قبلا از آن ياد كرديم . صاحب الذريعة در جلد چهارم صفحهء 421 به اين نكته اشاره كرده است . « 1 »
كمال الدّين بحرانى ميثم بن على بن ميثم بحرانى ؟ - 679 ه ق
از بزرگترين رجال اماميه در عصر خود بود ، به فلسفه و كلام و عرفان و تمام جوانب فرهنگ اسلامى شهرت داشت . قمى او را « عالم ربانى ، فيلسوف متبحر و محقق الهى » معرفى كرده است . سليمان بن عبد اللّه بحرانى يكى از علماى بحرين در رسالهء خود كه در مورد ميثم نوشته و نامش را السلافة البهية گذاشته است ، او را اينگونه توصيف مىكند : « او فيلسوفى است حكيم » . خواجه نصير الدّين طوسى و سيد گرگانى و صدر الدّين شيرازى ، كه در حاشيهء تجريد ، خاصه در بحث جواهر و اعراض بسيار از او نقل كرده است ، به برترى و تفوق او شهادت دادهاند .
از شاگردان او كه از او روايت كردهاند ، علامهء حلى و سيد بن طاوس و سعيد الدّين محمد بن جهم اسدى حلى هستند و گفته شده است كه خواجه نصير الدّين طوسى در فقه از او تلمذ كرده است ، همچنانكه بحرانى در فلسفه نزد خواجه و كمال الدّين على بن سليمان بحرينى تلمذ كرده است .
در اوايل امر ، مردى بود گوشهنشين كه دور از مردم زندگى مىكرد و دايم مشغول درس و مطالعه و بحث بود ، ولى برخى از فضلاى حله نامهها به او نوشتند و گوشهگيرى و را نكوهش كردند ، در جواب آنها نوشت :
طلبت فنون العلم ابغى بها العلى * فقصر لى عما سموت به القل
تبين لى ان المحاسن كلها * فروع و ان المال فيها هو الاصل
دنبال فنون علم رفتم و در طلب آن بودم تا برترى و موقعيتى پيدا كنم ؛
هامش
( 1 ) - روضات الجنات ، ص 185 و الذريعة ، ج 6 و تاريخ الفلك فى العراق ، ص 297