تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
گمان مىرود افكار او در مباحث ماوراءالطبيعه ، بر مبناى تأثراتى بوده كه از علوم طبيعى و رياضى خود داشته است . به طورى كه استادان رياضيات و دانش‌آموزان كلاسهاى بالا در مدرسهء التجهيز دمشق نقل كرده‌اند روزى صباح دربارهء وجود خالق با آنان به بحث پرداخت و با روشى رياضى وجود صانع را چنان اثبات كرد كه موجب اعجاب مقامات دينى و علمى ، در آن روزگار شد . از برخى از نامه‌هاى او پيداست كه صباح داراى ايمانى عميق بود و احساس او نسبت به خالق احساسى زنده بود ولى ايمان او از نوع ايمان دانشمندانى بود كه اسرار هستى و عالم را بررسى كرده و بر مقدارى از نواميس طبيعى خلقت آگاه شده بودند . صباح در يكى از نامه‌هاى خود چنين آورده است : « اعتقادات دينى خاصه آنچه متعلق به قدرت الهى است كاملا با علوم طبيعى راستين منطبق است و قرآن مجيد مؤمنان را بر تفكر در خلقت آسمانها و زمين تحريض مىكند . نواميس الهى كه جهان بر آنها مبتنى است همان كلمات الهى و ارادهء اوست . از تجارب و آزمايشهاى خود دربارهء نواميس طبيعت در زمينه‌هاى الكترونها و نور به اين نكته رسيدم كه هرگاه مطلبى تازه بر من كشف مىشد حكمت الهى در نظرم بزرگتر جلوه مىكرد و بر ايمانم نسبت به خالق افزوده مىشد و چون فكر خود را متوجه دورانى مىكنم كه در حالت نطفه بسر مىبردم ، يعنى زمانى كه نه من و نه پدرم و مادرم هيچ‌گونه اختيارى در جلب منفعت و دفع ضرر نداشتيم آن وقت است كه به اين نكته پى مىبرم كه همان نواميسى كه نشان‌دهندهء مشيت و ارادهء بارى و خالق هستند در آن دوران از من نگهدارى مىكردند و موجبات فراهم آمدن رشد مادى و عقلانى مرا تهيه مىنمودند » . و باز در گفتار ديگرى آورده است . « خواهش من از دانشجويان دانشگاه‌ها و دانشكده‌ها ، خاصه دانشجويان علوم طبيعى و رياضى ، اين است كه به آنچه اساتيد آنها در باب دين به آنها مىگويند اهميت ندهند ، زيرا آنان خود چيزى از دين نمىدانند . استدلالهاى مردم مادى و ملحد بر ضد دين از اعمال علماى طبيعى استمداد مىجويد ، زيرا اين دانشمندان ، ندانسته ، دربارهء دين حرفهايى زده‌اند . اين است عقيدهء من دربارهء دين با آنكه به علوم طبيعى و رياضى آشنا هستم و آنها را بررسى كرده‌ام تا حدى كه در زمرهء مخترعان و مكتشفان شمرده مىشوم ، اگر به گفتهء من اعتماد نمىكنى پس به گفته‌هاى آنان كه هيچ‌چيز از دين نمىدانند و از حقايق دانش طبيعى و علوم فلكى بىاطلاعند ، نيز اعتماد مكن و خود ، شخصا به بحث و بررسى بپرداز تا در اين راه پيشرفت كنى و در صف نخستين قرار گيرى و اگر استطاعت اين كار را ندارى در اين صورت بايد به كسانى اعتماد كنى كه هم از دين مطلعند و هم بر علوم طبيعى و فلكى آگاهند » .
فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 444 | الشيخ عبد الله نعمة / غضبان