چنين وضعى فراهم شده است .
نقل كردهاند كه سيد مرتضى هشتاد قريه ميان بغداد و كربلا داشت و نهر بزرگى از ميان آنها مىگذشت و به فرات منتهى مىشد . كشتيهاى مسافربرى در اين نهر رفت و آمد مىكردند و مسافران و زوار را مىبردند و مىآوردند . مسافران از خرما و ميوههاى روستاهاى مزبور كه بر زمين مىريخت استفاده مىكردند و عايدى و منافع آن روستاها را سالانه به بيست و چهار هزار دينار طلا تخمين زدهاند . اين ثروت و درآمد فوقالعاده به او فرصت داده بود كه تمامى وقت خود را صرف درس و بحث و تصنيف و تأليف كند و خود را از علم و معرفت مالامال سازد . خانهء سيد مرتضى در حقيقت مدرسهاى علمى بود كه طلاب از هر سو به آنجا روى مىآوردند و به تعلم و فراگيرى دانش مىپرداختند .
سيد مرتضى ، در رشتههاى متنوع علوم تدريس مىكرد و به شاگردانش حقوق مرتبى مىپرداخت ، مثلا حقوق ماهانهء ابو جعفر طوسى كه از شاگردان خاص او بود ماهى 12 دينار بود كه در طول مدت بيست و سه سال تلمذش به او پرداخت مىشد ؛ شيخ طوسى در اين مدت مصاحب سيد مرتضى بود تا استاد او درگذشت . سيد مرتضى به قاضى عبد العزيز براج ماهيانه 8 دينار مىداد و به همين ترتيب هريك از شاگردان او به تناسب وضع خود حقوق ماهيانهاى دريافت مىكردند .
باز نقل كردهاند كه خشكسالى پيش آمد و مردى يهودى به منظور تحصيل قوت خود كه جانش را از مرگ نجات دهد ، حيلهاى به كار برد و روزى به مجلس درس سيد مرتضى درآمد و از او اجازه خواست تا قسمتى از علم نجوم را در محضر او فراگيرد . سيد با خواهش او موافقت كرد و دستور داد روزانه به او جيرهاى بدهند . يهودى مزبور مدتى در محضر سيد درس خواند و پس از مدتى ، در خدمت سيد مرتضى ، به دين اسلام مشرف شد . چون سيد به ترويج علم و توسعهء معرفت و بزرگداشت نهضت فرهنگى سخت علاقهمند بود ، منافع كامل يكى از دهكدههاى خود را براى تهيهء كاغذ فقها وقف كرد .
سيد مرتضى را ابو الثمانين ، هم مىگفتند ؛ وى پس از وفات ، هشتادهزار جلد كتاب و رساله ، از مصنفات خود و آنچه خوانده و يا حفظ كرده بود ، بجاى گذاشت كه به سى هزار دينار تقويم شد . اين مقدار علاوه بر كتابهايى بود كه به بزرگان و رؤسا و وزرا بخشيدند . سيد مرتضى كتابى بنام الثمانين تصنيف كرد و سن او هم هشتاد سال و هشت ماه بود .
قاضى تنوخى او را چنين ستوده است :
« سيد مرتضى در علم و معارف به مرتبهاى بسيار عالى رسيد و نقابت سادات در شرق و غرب جهان با او بود ، چنان كه امارت حج و حرمين شريفين ( مدينه و مكه ) همچنين نظر در
فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 335
مساهمون: الشيخ عبد الله نعمة
ص٣٣٥