تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
جنبه‌هاى علمى نيز شهرت يافت . در مناظره و جدل فوق‌العاده ماهر بود و با متكلمان و مناظره‌كنندگان در مناظره مباحثهء بسيار مىكرد و با علماء و با مخالفان خود بحثهاى بسيارى داشت . آراء و آثار سيد مرتضى گنجينهء كاملى « 1 » از عقايد و آراء شيعهء اماميه است ، چون سيد مرتضى در كتابهاى خود عقايد و آراء اسلامى آن متكلمان را ضبط كرده است . سه كتاب او به نامهاى الشافى ، در امامت ، تنزيه الانبياء و الامالى ، نمونهء درستى از طرز فكر اماميه را در كلام نشان مىدهد . سيد مرتضى از لحاظ مالى در آسايش كامل بود و ثروتى فراوان و درآمدى كافى داشت كه به او امكان مىداد با روزى تأمين شده و فارغ البال زندگى كند و مشاغل دنيوى و نيازمنديهاى زندگانى آن‌گونه كه سايرين را مشغول مىداشت او را مشغول نمىكرد و هيچ امرى مانع مطالعه و درس و تحقيق و صرف كوشش او در تأليف و افتاء و تسلط بر تمام معارف اسلامى نمىشد و ازاين‌رو رهبر و پيشواى مردم در امور دين و دنيا به شمار مىرفت . سيد مرتضى از بزرگانى بود كه تمام طوايف اسلامى به فضل و علم او اعتراف داشتند و از او تجليل و تمجيد مىكردند . و مقام او به درجه‌اى رسيده بود كه ابن اثير او را از مجددان مذهب اماميه در آغاز سدهء چهارم شمرده است . « 2 » فيلسوف شهير ، خواجه نصير الدّين طوسى ، هروقت كه نام سيد مرتضى در درس او برده مىشد ، مىگفت : « صلوات اللّه عليه » و سپس به قضات و مدرسان حاضر در درس خود توجه مىكرد و به آنها مىگفت آيا مىشود كه به سيد مرتضى درود نفرستاد ! تمام كسانى كه شرح حال او را نوشته‌اند ، وى را به عظمت و بزرگى ياد كرده و او را مدح و تجليل و ستايش فراوان كرده‌اند . ابن بسام در الذخيرة خود در مورد او گفته است : « اين سيد پيشواى پيشوايان عراق اعم از موافقان و مخالفان بود و علماى عراق او را مرجع خود مىدانستند ، و بزرگان علما از دانش او استفاده مىكردند . مدارس عراق از اوست . اوست كه افراد گريزان را گرد آورده و همه را باهم مأنوس كرده بود وصيت شهرت او به همه جا رسيد . » صفدى مىگويد : « سيد مرتضى فاضلى ماهر و اديبى متكلم بود . » شيخ طوسى در حق او گفته است : « از تمام مردم دوران خود در ادبيات و فضائل برتر و متكلم فقيه و جامع تمامى علوم بود » .
هامش
( 1 ) - بايگانى . ( 2 ) - گويند در آغاز هر صدسال شخصيتى بزرگ و دانشمندى سترگ ظهور مىكند تا روح تازه‌اى در پيكر اسلام بدمد و او را « مجدد رأس المائة » گويند . ويراستار