از هشام بن حكم كندى هم نقل كردهاند « 1 » ولى مخالف نظر جمهور اهل عدل از شيعه و معتزله است كه مىگويند : صفات خدا عين ذات اوست .
ديگر از آراء مشهور او اين رأى است كه مىگويد : اعجاز قرآن كريم از راه انصراف است ، يعنى ممكن است شبيه به سورههاى قرآن را از نظر فصاحت و بلاغت انشا كرد ولى خداوند عقول كسانى را كد قادر بر معارضه با قرآن بودند از اين كار بازداشته است .
ابو اسحاق نظام و ابو الحسين بصرى هم ، پيش از سيد مرتضى ، بر اين عقيده بودهاند . « 2 »
سيد مرتضى آراء ، بسيارى دارد ، خاصه در امامت كه در كتب كلامى متفرق است وى داراى افكارى آزاد بود و تحت تأثير استاد خود شيخ مفيد كه در عصر خويش يگانه مرد كلام و علم و مناظره و جدل و رئيس و پيشواى اماميه در آن دوران بود ، قرار نمىگرفت .
آرى سيد مرتضى تحت تأثير افكار استاد خود شيخ مفيد قرار نگرفت با آنكه وسعت دائرهء فكرى شيخ مفيد بدانجا رسيده بود كه آراء و نظريات شيعه را توضيح داده و آنها را شرح و تفسير كرده است . از مظاهر استقلال فكرى شريف علم الهدى در افكار خود يكى اين است كه در بسيارى از مسائل كلامى با شيخ مفيد مخالفت كرده است . به طورى كه قطب الدّين ابو الحسن سعيد بن هبة اللّه راوندى « 3 » كتابى در موارد اختلاف بين شيخ مفيد و سيد مرتضى در مسائلى از علم كلام نوشته و در آن كتاب از 95 مورد اختلاف بين آن دو ، نام برده است . « 4 »
تأليفات سيد مرتضى
سيد مرتضى بيشتر از نود تأليف ، اعم از كتاب و رساله و مقاله در موضوعات علمى اسلامى دارد . تأليفات سيد مرتضى از حيث زيبايى اسلوب و خالى بودن از حشو و زوايد بسيار قابل توجه است . در اين تأليفات آراء و افكار شيعه چنان بيان شده است كه علامهء حلى
هامش
( 1 ) - - كشف الفوائد ، ص 74 و نيز كتاب هشام بن حكم تأليف مؤلف همين كتاب ، ص 143
( 2 ) - اظهار اين رأى از مثل سيد مرتضى اعلى اللّه مقامه فوقالعاده بعيد به نظر مىرسد گرچه قبل از او هم بعضى از علما اين رأى را داشتهاند . در اين باب در كتاب معجزهء جاويدان آية اللّه شهرستانى اشاره به اين نظر شده است و مترجم كه آن كتاب را نيز ترجمه كرده است در اين باب پابرگى كه جزء كتاب ولى با قيد آنكه از مترجم است ، دارد كه در صفحههاى 121 و 122 و 123 و 124 و قسمتى در صفحهء 125 ، مطالبى را بيان كردهام ، به آنجا مراجعه شود .
به علاوه خود آقاى سيد هبة الدّين شهرستانى نيز در اين زمينه مىگويد : به فرض اينكه سيد مرتضى چنين نظرى داشته يا به ايشان نسبت دادهاند ، بهطور قطع در مقام احتجاج آن را بيان كردهاند و معتقد به اين رأى نبودهاند ، زيرا نمىتوان چنين امرى را به خدا نسبت داد چون بر خلاف عدالت و بر خلاف آزادى دينى است . - م .
( 3 ) - الذريعة ، ج 6 ، ص 314 ( او در سال 579 هجرى درگذشت و كتاب تهافت الفلاسفة هم از اوست ) .
( 4 ) - - همان كتاب .