دكتر على اكبر فياض مىگويد : « نهضت اسلامى در آن دوره به اوج عظمت خود رسيده بود و آنان ، ( اسماعيليه ) را ، در بررسى و تحقيق فلسفه و قيام به امور آن ، حظى وافر بود تا براى تقرير اصول و اثبات دعاوى خود از آن استفاده كنند . در قلعهء الموت كتابخانهء بزرگ و معتبرى فراهم كرده بودند كه به دست مغول بر باد رفت و مردى با آنان همكارى مىكرد كه از بزرگترين مردانى بود كه پس از ابن سينا به علوم عقلى اشتغال ورزيد و او نصير الدّين طوسى بود . گويى مقدر شده بود كه او ميراث و يادگارهاى اسلام را از دست مغول نجات دهد . . . هلاكو امر اوقاف كشور را به او واگذار كرد و خواجهء طوسى در مقام ضبط آنها برآمد و درآمد اوقاف را صرف مدارس و مراكز علمى مىكرد و علما و حكما را گردآورى كرد و با همكارى آنان رصدخانهء بزرگى در مراغهء آذربايجان ساخت و كتابخانهاى هم در جنب آن ايجاد كرد كه گويند ، چهارصد هزار جلد كتاب داشت . »
روندلس مستشرق مىگويد : « طوسى در مراغه به هلاكو پيشنهاد كرد كه فرمانده فاتح نبايد به خرابكارى اكتفا كند و به آن قانع شود . آن مرد مغول منظور و فحواى گفتار طوسى را درك كرد و به طوسى دستور داد رصدخانهء عظيمى روى تپهء شمالى مراغه بر پا سازد و اين عمل در دوازده سال انجام يافت و در خلال اين مدت زيجى را جمعآورى كرد كه پس از مرگ هلاكو تكميل شد و معروف به زيج ايلخانى است . . . و كتابخانهء بزرگى به آن ضميمه كرد و كتابهايى را كه از كتابخانههاى بغداد غارت كرده بودند در آنجا گرد آورد . » « 1 »
به نظر مىرسد كه هلاكو فوقالعاده به علم اختيارات عنايت و علاقهء خاص داشت و تحت تأثير آن قرار مىگرفت . علم اختيارات را علم تنجيم و علم احكام نجوم نيز مىنامند و از اين علم براى اختيار و برگزيدن وقت مناسب براى اجراى كارهاى خود استفاده مىكردند و همين كار بخشى از علم نجوم و در عصور نخستين اسلام تا آنجا شايع بود كه هريك از خلفا و امرا را مستشارى آگاه به اين علم بود و خليفه يا امير اوقات مناسب براى هر كار مهم را از او مىپرسيد و در اين رشته و اين فرع از علم نجوم كتابهايى نيز نوشته شده كه نام آنها در فهرستهاى كتب آمده است . « 2 »
گفتيم كه هلاكو ولع و علاقهء شديدى به اين علم داشت و طوسى داراى اين علم و از متخصصان در اين علم بود و بههمانجهت هلاكو ، طوسى را نگاهداشت و او را به خود نزديك كرد . طوسى چون نقطهء ضعف او را دانست هلاكو را وادار كرد كه تمدن جديدى
هامش
( 1 ) - اين مطالب از مجلهء عرفان ، مجلد 57 ، ج 4 ، ص 330 - 335 تلخيص شده است .
( 2 ) - الذريعة ، ج 5 ، ص 80 - 83