تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
ارحم الراحمين هستى . » « 1 »

[ مرحلهء سوم : از هنگامى كه طوسى به هلاكو ملحق شد تا روزى كه در كاظمين به سال 672 ه / 1274 م درگذشت ]

مرحلهء سوم : ابتداى اين مرحله از هنگامى شروع مىشود كه طوسى به هلاكو ملحق شد و پايان آن روزى است كه در كاظمين به سال 672 ه / 1274 م درگذشت . در اين مرحله بود كه بقيهء كتابهاى خود ، خاصه كتابهايى را كه در مذهب اماميه صراحت دارد ، تأليف كرد . و در 14 ماه شوال 654 هجرى در اثر اتصال خود به هلاكو اعلان كرد كه او شيعهء اثنا عشرى است . « 2 » طوسى نسبت به هلاكو به منزلهء وزير و هميشه در حضر و سفر با او همراه بود و از جمله در حملهء هلاكو به بغداد و سوريه با او همراهى مىكرد و نامه‌هايى از زبان هلاكو نوشته است . مثلا نامه‌اى به اين مضمون پس از سقوط و تسليم بغداد به حاكم حلب نوشته است : « اما بعد ، ما به سال 655 هجرى به بغداد وارد شديم . پس چه زشت است بامداد بيم‌دادگان . پس پادشاه آن حدود و سامان را به طاعت خود فرا خوانديم ، ولى او حاضر به پذيرفتن آن نشد . در اين صورت بود كه مستحق مجازات گرديد و او را به سختى و شدت مؤاخذه كرديم . اينك تو را به اطاعت خود مىخوانيم اگر موافقت كنى در نهايت خوشى و رفاه و سلامت به سر خواهى برد و اگر امتناع نمايى مردم خودت را بر تو مسلط خواهم كرد ، مبادا مثل آن شوى كه خود دنبال مرگ خويش مىگشت و مانند كسى باشى كه گوشت نرم بينى خود را مىشكافت . و السلام . » « 3 » هلاكو خواجهء طوسى را ، به علت مكانت علمى و ارزش فكرى ، در شمار خواص خود درآورد و در حفظ او كوشيد و به صحبت خود برگزيد . البتّه پس از آنكه آخرين پيشواى اسماعيليان خور شاه ركن الدّين را از ميان برداشت و با قتل او ستارهء حكومت اسماعيليان غروب كرد و اثرى از آنان ، جز در تاريخ ، به جاى نماند . فيلسوف طوسى اين فرصت را غنيمت شمرد و از مكانت و قرب و منزلت خود در دربار هلاكو استفاده كرد و مانع از آن شد كه اين بلايى كه بر مسلمانان و جهان اسلامى فرود آمده بود به حد كمال برسد و كار مسلمانان را يكسره كند ، پس همهء كوشش و سعى خود را مبذول داشت و هرچه در قوه داشت به كار برد تا بقيهء علما و فلاسفه و حكما را از نابودى كه در انتظارشان بود نجات دهد و همو قوىترين عامل براى حفظ و ابقاى اين گروه از ارباب معرفت و فلسفه و دانش بود . و در نتيجه مغول ، پس از مدت كمى ، ديانت اسلام را پذيرفتند و احفاد و نوه‌هاى چنگيز خان كه براى نابودى اسلام و از بين بردن تمدن اسلامى همت گماشته بودند مسلمان شدند و در شمار حاميان اسلام در آمدند .
هامش
( 1 ) - اشارات ابن سينا با شرح طوسى و رازى ، ج 2 ، ص 146 ، چاپ مطبعهء خيريهء مصر سال 1325 ( 2 ) - تاريخ علم الفلك فى العراق ، ص 33 ( 3 ) - كشكول شيخ بهائى ، ص 348