ادبى و تاريخى حكايتها و قصههايى از او نقل كردهاند ، كه بدون ترديد از بافتههاى خيال است و حكايت زير يكى از آن خيالبافيهاست : « شاگردش نجم الدّين على بن محمد معروف به دبيران صاحب متن شمسيه و كتاب حكمة العين و جامع الوقائع از خواجه طوسى ، در ميدان جنگ ، درحالىكه يكى از پاهاى خواجه در ركاب و ديگرى روى زمين بود ، چهارصد مسئله از مسائل مشكل كلامى را پرسيد و طوسى در ظرف نيمساعت پاسخ آن چهارصد مسئله را داد . » « 1 » بىشك مبالغهء بزرگى در اين حكايت راه يافته است و دلالت بر نادانى راوى آن مىكند ، چون اگر نيمساعت را بر چهارصد مسئله تقسيم كنيم به هر مسئله چهار ثانيه و نيم وقت مىرسد و اين مدت براى پرسيدن يك سؤال و پاسخ دادن به آن كافى نيست .
حكايت ديگر اين است كه خواجهء طوسى به كشتى نشسته بود و سى نفر در آن كشتى بودند كه نيمى از آنها مسلمان و نيم ديگر يهودى بودند . دريا طوفانى ، و كشتى مشرف به غرق شد . سرنشينان باهم قرار گذاشتند كه بين خود قرعه بكشند و به نام هركس قرعه افتاد او را به دريا بيندازند تا لا اقل نيم ديگر آنها زنده بمانند . در اينجا خواجهء طوسى حيلهاى به كار برد و ساكنان كشتى را دايرهوار نشاند و پس از چهار نفر مسلمان پنج نفر يهودى را قرار داد و پس از آن بعد از هر دو مسلمان يك يهودى را نشاند و بنا شد حاضران را نهنه بشمارند و نهمى را به دريا بيندازند . بدينترتيب تمامى يهوديان به هلاكت رسيدند و مسلمانان زنده ماندند .
اين حكايت كه چه بسا نيروى تخيل تصرفات بسيارى در آن كرده است ، فقط يك چيز را به ما نشان مىدهد ، آن هم شخصيت رياضى خواجهء طوسى و نفوذ فراوانى است كه در افكار بسيارى از مردم داشته است . قصههاى ديگرى هم نقل كردهاند كه ما آنها را به علت ضيق مجال نقل نكرديم .
طوسى ، بىشك ، شيعهء امامى و اثنا عشرى بوده ، تأليفات او در علم كلام كه مشتمل بر مسائل امامت است تصريح به امامت ائمهء دوازدهگانه و عصمت آنان مىكند ، بلكه رسائل ، همچنين رسالههاى او به شمارههاى 56 و 57 و 70 صراحت به اين معنى دارد . « 2 » به علاوه از محضر گروهى از علما و فقهاى شيعه ، از قبيل كمال الدّين ميثم بحرينى و معين الدّين مصرى كسب فيض كرده است . با تمام اين دلائل و قرائن از برخى نامههاى اسماعيليان باطنى مذهب معلوم مىشود كه خواجه طوسى اسماعيلى و از بزرگان دعاة آنها بوده است .
مثلا در رسالهء الدستور و دعوة المؤمنين الى الحضور از مبلغ اسماعيلى شمس الدّين احمد بن يعقوب طيبى ، از خواجه نام برده شده است . همچنين در آخر همين رساله با سه رسالهء ديگر
هامش
( 1 ) - روضات الجنات ، ص 611
( 2 ) - فصل تأليفات طوسى در همين كتاب .